پشت جلد
محمد جواد محبت خبر داد:
افزايش سرفصلهاي جشنواره شعر در سالهاي اخير
محمد جواد محبت فجر درباره اين جشنواره گفت: از آنجا كه يكي از موضوعات اصلي اين جشنواره «انقلاب اسلامي» است و اين موضوع از برجستهترين و مهمترين عناوين در جمهوري اسلامي است لذا تجليل كردن از شعراي برتر در هر سال امري شايسته است و بدين معنا نيست كه با برگزاري چند جشنواره، تكراري شده يا فضايي براي فعاليت ندارد. كما اينكه در چند سال اخير سر فصلهاي بيشتري نيز به به عناوين اين جشنواره افزوده شده است. اين چهره ماندگار كه داوري دورههاي گذشته جشنواره در مرحله چهارم داوري را بر عهده داشته است، داوري جشنواره فجر در چند سال گذشته را بسيار سخت ارزيابي كرد و افزود: مرحله چهارم داوري نيازمند ديدي دقيق و ريزبين است چرا كه تمامي شعرها در سطح خوب بوده و نميتوان تفاوت چنداني مابين نفر اول تا نفر چهارم قائل شد. محبت حضور پرويز بيگي به عنوان دبير جشنواره را موهبتي معرفي كرد و اظهار داشت: از آنجا كه آقاي بيگي خودشان شاعري توانمند هستند لذا حضور ايشان در سال جاري بهعنوان دبير علمي جشنواره فجر امري است كه موجب مباهات ميباشد. وي در ادامه شعر را گريز گاه و دريچهاي با كاركردهاي متفاوت دانست و گفت؛ شعر ميتواند گه گاه مانند يك دوربين صحنهاي را ماندگار نمايد يا در قالب يك تابلوي نقاشي بنشاند يا زمزمهاي براي جان دادن به موسيقي ايراني باشد. اين عضو انجمن شاعران ايران افزايش وسايل ارتباط جمعي تصويري را امري مضر و در جهت كاهش مطالعه مردم خواند و اظهار كرد: ديدن فيلم، خلاقيت و تصوير آفريني فرد را كاهش داده و سطح درك و مطالعه افراد را پايين ميآورد كه در اين راستا بايد اقداماتي صورت پذيرد.
صادق كرميار «خداحافظ دو كوهه» را مينويسد
صادق كرميار تازهترين رمان خود را با نام«خداحافظ دوكوهه» با موضوع بررسي مديريت جنگ در دست تاليف دارد.صادق كرميار از تاليف اثر تازهاي با نام «خدا حافظ دوكوهه» خبر داد و گفت: در اين رمان سعي داريم به نوعي مديريت جنگ و نقش فرماندهان در حوادث آن را روايت كنم.وي ادامه داد: داستان اين رمان از سال 63 و از زمان آغاز شكستهاي ايران در جنگ آغاز ميشود و تا پايان جنگ نيز ادامه خواهد داشت و طي اين قصه روندي از فعاليت فرماندهان جنگ نيز روايت ميشود.
نويسنده رمان ناميرا در ادامه با اشاره به اينكه اين اثر سعي دارد در قالب داستان نوعي مديريت در جنگ را مورد بررسي قرار دهد، گفت: به نظر من داستان را اساساً بدون مديريت نميتوان به يك مقطع تاريخي برد و آن مقطع را به نمايش كشيد. من در «دشتهاي سوزان» نيز اين تجربه را داشتم كه بدون مديريت فضاي قصه نميتوان فهميد كه چه اتفاقي در شرف رخ دادن است.وي تاكيد كرد: كار اصلي داستان اين است كه رفتار عوام و خواص را توامان به ديد مخاطب خود برساند. چون بدون تحليل رفتار عوام نميتوان به تحليل رفتار خواص رسيد و بدون نگاه به رفتار خواص نيز نميتوان به درك صحيح از رفتار عوام دست يافت.
انتشار «تاريخ بوشهر» توسط نشر كازرونيه و ميراث مكتوب
انتشارات كازرونيه و ميراث مكتوب، تصحيح نسخه خطي كتاب «تاريخ بوشهر» را به صورت مشترك منتشر خواهند كرد.تصحيح نسخه خطي كتاب «تاريخ بوشهر» نوشته محمدحسين سعادت كازروني (درگذشته به سال 1314 شمسي) منتشر خواهد شد. سعادت كازروني بنيانگذار مدرسه سعادت بوشهر و از محققاني بوده كه اولين تاريخ مدون شهر را به نگارش درآورده است.اين نسخه خطي در مجموعه كتابخانه علياصغر حكمت بوده و در يك فعاليت مشترك توسط عبدالرسول خيرانديش محقق و استاد دانشگاه شيراز و عمادالدين شيخالحكمايي منتشر خواهد شد. اين كتاب را انتشارات كازرونيه با همكاري نشر ميراث مكتوب منتشر خواهد كرد.شكلگيري صورت امروزي شهر بوشهر به دوره معاصر مربوط ميشود. نسخه خطي و اوليه كتاب حدود 90 سال پيش نوشته شده است و نكته ويژه در آن استناد به اسناد دسته اول است.
نگاهي به «كتاب گورستان» نوشته نيل گيمن
سايههاي تاريك
سيدمصطفي رضيئي
تهران امروز
«نيل گيمن» نويسنده انگليسي، كتابهاي زيادي براي كودكان و نيز بزرگسالان نوشته كه از آن جمله ميتوان به «كورالاين»، «ج مثل جادو»، «خدايان آمريكايي» و «گرگهاي توي ديوار» اشاره كرد. مجموعه «سندمن» او از نظر نشريه تايم مهمترين اثر بلند در تاريخ كتابهاي مصور (كميك استريپ) شناخته شده است. گيمن روزي در حين دوچرخهسواري فرزندش در محوطه گورستاني جرقه نوشتن «كتاب گورستان» در سرش زده شد و بالاخره بعد از سالها اين طرح ذهني روي كاغذ آمد.» (از پشت جلد كتاب)
نيل گيمن نويسنده عجيبوغريبي است. او شيفته نوشتن است و در نوشتن مرزي براي خودش قائل نيست. در ايران او را بيشتر با انيميشن «كورالاين» ميشناسند و همينطور شش ترجمهاي كه توسط بهترين نشرهاي تهران، از اين رمان كوتاه منتشر شده است. فرزاد فربد (مترجم مجموعههاي «هنك و سگ گاوچران» و «نيروي اهريمني») مصمم است تا بهترينهاي گيمن را به فارسي ترجمه كند. سال گذشته نوبت اول انتشار «كتاب گورستان» منتشر شد و نوبت دوم انتشار آن (در قطع و يونيفرم جديد) امسال به همراه رمان كودك «آد و غولهاي يخي» منتشر شد. «ج مثل جادو» هم ترجمه شده است و فربد مجموعهاي كامل از كتابهاي گيمن تهيه كرده و بهتدريج شاهد انتشار جلدهاي ديگر اين مجموعه خواهيم بود.
كتابها توسط نشر «پريان» (وابسته به نشر «پنجره») منتشر ميشوند و از ويراستاري براي يكدست كردن نثرها و همينطور يونيفرمي زيبا (براي جلوه دادن به مجموعه) استفاده شده كه از جمله نوآوريهايي است كه اين دفتر نشر، براي انتشار بهتر و مطلوبتر كتابهايش استفاده كرده است (هرچند زيبايي بيشتر كار، به هزينههاي نشر افزوده و هر دو رمان، قيميتهاي ارزاني ندارند.) نشر «پريان» ميخواهد به صورت كاملاً تخصصي كتابهاي كودك و نوجوان منتشر كند و تمركز خودش را بر ادبيات فانتزي، علميتخيلي و وحشت گذاشته و در اين ميان مجموعهاي از بهترينهاي ادبيات نوجوانان جهان را نيز انتخاب كرده و آنها بهتدريج منتشر خواهد ساخت (مجموعهاي كه به راحتي از يك صد جلد خواهد گذشت). «كتاب گورستان» ساختار خاص خودش را دارد. اول از همه متعلق به ژانر «فانتزي سياه» است كه در فارسي چندان شناخته شده نيست. ما چند سالي است كه به ژانر «وحشت» خو گرفتهايم و تازه توانستهايم «علميتخيلي» را هضم كنيم. اما «فانتزي سياه»، با تمام همخوانيهايي كه با ديگر ژانرهاي ادبيات كودك و نوجوان دارد، ولي مسير مشخص و معين خودش را جلو ميرود. اول از همه فضاي داستاني آن تيره و تار است: پر از موجودات عجيبوغريب (نمونه مشهورش در «هري پاتر») است و از سويي ديگر خشونت در آن موج ميزند («كتاب گورستان» با به قتل رسيدن تمامي اعضاي خانواده راوي كتاب شروع ميشود ولي او ميتواند از دست قاتل گريخته و به گورستان پناه ببرد. جاييكه ارواح نگهداري و بزرگ كردن او را بر عهده ميگيرند.) بعد از تمام اينها، كتاب ترسناك است. وحشت (البته به شكلي دلنشين و جذاب) لابهلاي داستان را پر كرده است و سرانجام، اين ژانر ريشه از فرهنگ، ادبيات و هنرهاي اروپايي ميگيرد (جابهجاي «كتاب گورستان» ميتوان ارجاعهايي به شعرها، داستانها، اسطورهها، هنرها و ريشههاي فرهنگ بومي اروپايي-آمريكايي را در ميان ديالوگها و پاراگرافها يافت.) مسئله مهم و اساسي اين ژانر، ماجراي تعليق است: كتابهاي گيمن، لبريز از داستانهاي كوتاهي هستند كه همگي در يك مسير پيش ميتازند تا اثر از دو سوم حجم خود گذشته و سپس برقآسا، سوالها به جواب ميرسند.
كتابهاي ديگر «فانتزي سياه»، همگي لبريز از همين ريشهها و هويتها هستند. اما نيل گيمن، نويسنده متفاوتي است. او را ميتوان در ميان نامهاي تاريخ ادبيات جا داد و كتابهايش از همين الان، بين كلاسيكها جاي گرفتهاند. «كتاب گورستان» توانسته انبوهي از جوايز مطرح ادبي را ببرد، مانند: مدال نيوبري 2009 ميلادي، جايزه هوگو 2009 ميلادي، جايزه لوكاس 2009 ميلادي و مدال كارنگي 2010 ميلادي. جايزه براي نيل گيمن، مسئله تازهاي نيست. او عادت دارد كه ديده شود و مدالها، جوايز و لوحهاي گوناگوني دريافت كند. او نويسندهاي توانمند است و ذهن او، ميتواند چهرهها، شخصيتها و موجودات هولناك گوناگوني را از ميان سايهها و گوشهوكنارش بيرون بكشد و جلوي روي خواننده قرار دهد.
مسئلهاي در ترجمه باقي ميماند: چرا كتاب از زيرنويس سود نميبرد؟ نامها احتياج به توضيح بيشتري دارند و با وجود معدود زيرنويسهاي موجود، كتاب جابهجا نياز به توضيحهاي بيشتري دارد. با توجه به اينكه ساختار كتاب كاملاً غربي است (نگرش نويسنده به «گورستان» و همچنين تصوير پر از دار و درختي كه از گورستان نقش ميزند، با فرهنگ ما چندان همراه نيست) كتاب نيازمند مقدمه و موخرهاي بود كه توضيحهاي تكميلي به اثر اضافه كنند ولي جايشان خالي مانده است.
با تمام اينها، «كتاب گورستان» يك اتفاق در زمينه نشر كتابهاي كودك و نوجوان محسوب ميشود: از يكسو استفادهاي حرفهاي از يونيفرم براي عرضه آن صورت گرفته و از سويي ديگر ويراستاري حرفهاي روي آن انجام شده است. كتاب از يكسو براي خواننده نوجوان جذابيتهاي خودش را دارد، از سويي ديگر ميتواند مخاطب بزرگسال را به خود مشغول كند. فرزاد فربد مترجمي حرفهاي است و حالا سعي ميكند تا نشري حرفهاي را اداره كند.
به بهانه اکران «مرگ کسب و کار من است»؛ نگاهي دوباره به اثر روبر مرل
همدردي با آقاي وظيفه
عماد پورشهرياري
تهران امروز
در فرصتي که پيش آمد، دادستان فرياد کشيد:
- شما سه ميليون و نيم انسان را کشتهايد!
من اجازه صحبت گرفتم و گفتم: معذرت ميخواهم دو ميليون و نيم نفر بيشتر نبوده!
سر صداهايي از همه جاي تالار بلند شد و دادستان فرياد کشيد که من بايد از اين همه وقاحت خجالت بکشم. در حالي که من جز تصحيح يک رقم نادرست کاري نکرده بودم.
از متن کتاب
مدتي است فيلم «مرگ کسب و کار من است» ساخته امير ثقفي روي پرده سينماهاست. امير ثقفي جوان با تکيه به پدر تهيه کنندهاش، اولين فيلم سينمايي خود را ساخته که مورد توجه هم بوده و جوايزي هم گرفته است. فيلم ثقفي نام کتاب مشهور روبر مرل را به عاريه گرفته اما با اين حال نام نويسنده کتاب را هم درست نميداند! در فيلم با چند شخصيت روبهرو هستيم که از راه دزدي کابلهاي برق زندگي ميگذرانند که به تدريج درگير اتفاقهاي ناخوشايندي هم ميشوند. اکران فيلم فرصت مناسبي است تا به خود کتاب مرل هم فرصت دوباره خوانده شدن بدهيم. مرگ کسب و کار من است را احمد شاملو ترجمه کرده و توسط نشر نگاه هم (باز) منتشر شده است. کتاب اثر تامل برانگيزي است که فارغ از تمام حساسيتهاي سياسي آن، جنبه روانشناسانه آن غالب است.
داستان را رودلف لانگ روايت ميکند، شخصيتي که بر اساس رودلف هويس فرمانده اردوگاه آشوويتس نوشته شده است. هويس در سال 1946 دستگير شد و در اختيار روانپزشکان آمريکايي قرار گرفت، نتايج اين گفتوگوها با هويس را مرل دستمايه رمانش قرار داده است. داستان کتاب از سال 1913 آغاز ميشود جايي که رودلف لانگ 13 ساله است. پدر رودلف او را تحت تعليمات مذهبي يکسويه و شديدي قرار ميدهد که بالطبع با واکنشهايي همراه است. پدر که رابطه خوبي با رودلف ندارد اميدوار است پسرش روزي کشيش شود اما با مرگ پدر، رودلف 15 ساله به ارتش ميپيوندد و تا اينکه در 1943 به فرماندهي اردوگاه آشوويتس منصوب ميشود.
نيمه ابتدايي کتاب بيشتر درباره دوران کودکي رودلف ميگذرد، پس از مرگ پدر، پسر درجنگ جهاني اول حضور پيدا ميکند و حتي مدال شجاعتي هم دريافت بر سينه ميآويزد. در همين صفحات است که با شخصيت سرخورده، انفعالي و سرکوب شده رودلف آشنا ميشويم. در نيمه دوم کتاب سير پيشرفت راوي در اساس را دنبال ميکنيم تا اينکه لانگ به مقام فرماندهي آشوويتس ميرسد. با تبعيد يهوديان به اين اردوگاه لانگ پيشنهاداتي براي حل اين موضوع ارائه ميدهد، صحبتهايي که رنگ و بوي انسان دوستانه ميدهد!
مرل سعي ميکند ما را با شخصيتي دوگانه روبهرو کند، از طرفي شخصيتي سرد، سخت گير و بياحساس و در طرف ديگر پدر و شوهري مهربان. در واقع شخصيتي فرمانبردار و مطيع به ما معرفي ميشود. حتي زماني که همسر لانگ از او ميخواهد دست از اين کار بکشد اينگونه پاسخ ميدهد:
«آخر سرباز و سرپيچي از اطاعت؟... تازه اينکار چه چيزي را عوض ميکرد؟ درجهام را ميکندند، شکنجهام ميدادند و تيربارانم ميکردند... آن وقت تو روزگارت چي ميشد؟ بچهها به چه روزي ميافتادند؟ و تازه تمام اين کارها هم به مفت نميارزيد: چون اگر من قبول نميکردم ديگري قبول ميکرد.»
مرل براي محاکمه يا تبرئه لانگ کوچکترين تلاشي نميکند اگرچه پس پايان کتاب نويسنده ما را متقاعد کرده ميتوانيم از جنبهاي با لانگ همدردي کنيم، اما اينکه تا چه اندازه هدف فداي وسيله شود به عهده خواننده واگذار ميشود.
خود مرل در مصاحبهاي درباره رودلف هويس که شخصيت اول کتاب از روي زندگي وي نوشته شده ميگويد: «هر آنچه رودلف انجام داده جز شرارت و پليدي نيست اما در مقام اطاعت از دستورات و وفاداري به فرماندهاش مورد احترام است. به طور خلاصه رودلف دقيقا به همان دلايلي «مردي وظيفه شناس» است که او را هيولا ميسازد.» همين نگاه نويسنده در رمان هم حضور دارد، تحليلهاي روانشناسانه که مرل انگيزه رفتارهاي هويس ميپندارد. گرچه فرمانبرداري هويس در دادگاههاي نورنبرگ هم مطرح شد اما اتهاماتي هم در رابطه با اقدامات ضد بشري و خودسرانه بر وي وارد بود.
مرگ کسب و کار من است از آن عناوين طلايي ادبيات است، نامي که از هر جهت به آن نگاه کني برازنده کتاب مينمايد. ترجمه فارسي کتاب را احمد شاملو انجام داده، که بدون مقايسه با متن اصلي نثري بسيار روان و جذاب دارد. مرگ کسب کار من است در سال 88 توسط نشر نگاه بازنشر شده است.
فيلم ثقفي بهانهاي شد براي خوانش دوباره کتاب که به جز نام کمترين ارتباطي با يکديگر ندارند. خود کتاب مرل اقتباسي دارد که در 1977 در آلمان غربي ساخته شد که چندان توجهاي هم به آن نشد.