همچنان بحث داغ تعريف سينماي ديني
بازديد قديميترين سينماي برپاي كشور در مشهد
مشهدمقدس-ابوالفضلالله دادي: آخرين روز از هفتمين جشنواره فيلم كوتاه ديني رويش با اكران يه حبه قند پايان يافت. نمايش اين فيلم كه با حضور كارگردان اين فيلم و جمعي از بازيگران آن در سينما آفريقا انجام شد با استقبال پرشور مخاطبان همراه بود. پيش از اكران فيلم، رضا ميركريمي با حضور روي سن با حاضران در سالن نمايش گفتوگو كرد. بعد از آن، تعدادي از بازيگران فيلم به روي صحنه آمدند. سهيلا رضوي، هدايت هاشمي، ريما رامين فر و سعيد پورصميمي از جمله بازيگراني بودند كه در جشنواره حاضر بودند. سعيد پورصميمي در سخناني كوتاه ابراز اميدواري كرد كه فيلم يه حبه قند باعث شود ايرانيان قدر و ارزش فرهنگهاي اقوام مختلف خود را بدانند. آخرين روز جشنواره رويش اما شاهد حضور ستارگان ديگري هم بود؛ مريلا زارعي، داوود رشيدي، حسين ياري، علي معلم، اميرحسين آرمان، فرشته طائرپور، محمدپيرهادي، عزيزالله حميدنژاد، ناصر فيض، مهرداد اسكويي،سعيد توكليان و... در سومين روز به جمع اهالي جشنواره اضافه شدند. قرار بود شهاب حسيني هم در مشهد حاضر شود اما به دليل مشكلي كه در ميانه راه براي اتومبيل وي پيش آمد از سفر به اين شهر بازماند. رويا تيموريان، مسعود رايگان، منوچهر محمدي، مهمانهايي بودند كه روز گذشته به جمع رويش پيوستند. از ديگر برنامههاي روز سوم جشنواره بازديد از سينما هويزه بود. سينما هويزه از قديميترين سينماهاي كشورمان محسوب ميشود كه در سال 1347 با 2200 صندلي بزرگترين سينماي خاورميانه شناخته شد. سينما هويزه اكنون در حال گذراندن مراحل پاياني بازسازي است كه تعداد سالنهاي آن از سه سالن به چهار سالن ارتقا يافته و به تجهيزات روز مجهز شده است. قرار است دورههاي آينده جشنواره رويش در سينما هويزه برگزار شود. همچنين از سري نشستهاي تخصصي اين جشنواره در روز سوم نيز نشست تخصصي بررسي نسبت دين و سينما با حضور منوچهر محمدي و محمدرضا شرفالدين تهيهكننده، حجتالاسلام رياحي و دكتر محمد رجبي در هتل پرديسان مشهد محل استقرار مهمانان جشنواره رويش برگزار شد. در اين نشست مديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس، سينماي ديني را اثري دانست كه در مسير تكامل انسان گام بردارد. شرفالدين با اشاره به نشستهاي گذشته نسبت دين و سينما كه در اين دوره از جشنواره فيلم رويش برگزار شده، گفت: «اگر قوانين و ساختار اجتماعي و اقتصادي و همه ساختارهايي كه كشور لازم دارد مبناي فقهي و ديني داشته باشد، بايد در مورد تعريف هنر نيز به همين ترتيب عمل كرده و مبناي فقهي و ديني داشته باشد.» او گفت: «سنگ بناي سينماي مدرن ايران آن جمله معروف امام راحل است كه ما با سينما مخالف نيستيم و با فحشا مخالفيم. هر كار و پديدهاي سازوكارهاي خودش را دارد. وقتي حضرت امام اين جمله را گفتند، يعني سينما را با ساختارهاي تكنيكي آن پذيرفتهاند و آنچه برايشان پذيرفتني نيست مسائل غيراخلاقي است كه ممكن است در هر كاري وجود داشته باشد.»
شرفالدين گفت: «ما سينمايي را كه با هر تكنيك و ساختاري ارائه شود و بتواند گامي در راستاي تكامل انسان باشد، ميتوانيم سينماي ديني محسوب كنيم. وقتي در سينماي ديني وارد جزئيات ديگري ميشويم و به شريعت شيعه ميپردازيم براي آن نظريه و تفكر چارچوب خاص خود را پيش ميگيريم.» او ادامه داد: «من هنوز به فرم سينماي ديني شيعي نرسيدهام. عرصه تفكر و انديشه زمان ميبرد تا چيزهايي در آن نهادينه شود. امام راحل الزامات سينما را پذيرفتند و سينما را بايد با بايدها و نبايدهايش بپذيريم و مباحث ديني كه مطرح ميشود را بيابيم و تناسب آن را براي يك فيلم بيان كنيم.»
در شگفتم از حبيب!
بهمن هدايتي: خوب که نگاه کني، انگار يک چيز گمشده وجود دارد، نماز ميخوانيم، روزه ميگيريم و فروع و احکام را کم و بيش ميدانيم يا عمل ميکنيم، يادمان دادهاند بهخاطر خدا به پدر و مادر، استاد، رئيس، روحاني و...احترام بگذاريم، اما در اين ميان، يک چيز نيست، يا کم است، احترام به خود خدا جايش کجاست؟ احترام به معناي دقيق و متعارف کلمه؛ احترام!
در کاخ توپکاپي استامبول و همچنين موزه مدينه، تعدادي از نامههاي حضرت رسول(ص) به پادشاهان زمان نگهداري ميشود؛ نمونهاش همين عکسي که ميبينيد.
به زبان بصري – گرافيکي مهر حضرت رسول(ع) توجه کنيد، نقش و نوشته مهر سادهتر و صريحتر از آن است که چندان نيازي به تامل داشته باشد. اما در نگاه دوم، متوجه چيز دگري خواهيد شد، قاعدتا چون زبان عربي از راست به چپ است، اگر نوشتن اين عبارت ميخواست در کادر دايرهاي مهر؛ طبق شيوه معمول و مرسوم باشد، بايد عبارت «محمد رسولالله» از بالا به پايين در کادر دايرهاي شکل نقش ميبست، اما حضرت رسول (ص) ما نخواسته است نامش مقدم بر نام جلاله «الله» قرار گيرد.
مهر نامه محمد(ص) هم رسولانه است و پيام دارد؛ پيام تواضع و احترام به خود خود خدا... مفهومي که از وراي 14 قرن؛ همچنان با مخاطب ارتباط معنايي، نشانهاي و بصري برقرار ميکند، دوباره عکس را ببينيد!
در طرح جديد توسعه بمبئي
زاغهنشينهاي هند ميليونر ميشوند
گلسا ميرباقري: پرترهاي که در فيلم موفق «ميليونر زاغهنشين» نمايش داده شد نماد عيني منطقهاي جنجال برانگيز در قلب بمبئي است که در تلاش براي مدرنيزه کردن شهرهاي هند به چالش بزرگي بدل شده است.
دهاراوي، که شاتهايي از آن در فيلم هم استفاده شده، مامن آرزوهاست اما برنامه 150 ميليارد روپيهاي تغيير کلبههاي نزديک به پايتخت مالي هند به برجهاي اداري و آپارتمانهاي مسکوني غوغاي بسياري برپا کرده است.
ساکنان دهاراوي که طبق اين برنامه نوسازي مجبور به نقل مکان به آپارتمانهاي کوچک ميشوند اميدوارند تاثيرگذاري فيلم باعث شود دولت اندکي بيشتر حقوق شان را جدي بگيرد.
زماني اين منطقه باتلاقي دور تا دور بمبئي را در بر ميگرفت اما امروز به بزرگ ترين منطقه زاغه نشين آسيا بدل شده است.
بيش از نيم ميليون انسان در مغازهها و کلبههاي تنگ و تاريک اين ناحيه کنار يکديگر چمباتمه زده و روزگار ميگذرانند. اينجا بوي تعفن گندابها با رايحه خوش ادويهها درهمآميخته و صداي گوشخراش کارگران با زمزمه نيايش نمازگزاران مساجد و معابد يکي شده است. بمبئي از قديم کعبه آمال فقيران شمال و جنوب کشور 72 ملت بوده است.
مشاوران املاک که پول کميهم نميگيرند بسياري از اينها را به زاغهها هدايت ميکنند اما بعضي مواقع همان طور که در ميليونر زاغه نشين و ديگر فيلمهاي هندي ديده ايم، اين باندهاي خلافکار هستند که پناهگاه اين مردم ساده و بيپول ميشوند. البته در توصيف کاملتري از دهاراوي بايد گفت اين بخش يک منطقه پيشرفته اقتصادي با درآمدي 500 ميليون دلاري است. در واقع صنعتي که در کلبههاي نيمهمخروبه و کارگاههاي نامطمئن همه چيز از ترشي گرفته تا کفش را توليد ميکند، گرداننده چرخ اقتصاد دهاراوي است اما اينجا فقط يک قطعه زمين است، قرار گرفته در نزديکي منطقهاي تجاري که توسعه دهندگان آن را بمبئي گرسنه مينامند.
از زمان جهش اقتصادي هند بسياري از سياستمداران و سازندگان تلاش کردهاند با توسعه و نوسازي دهاراوي آن را به ثروتي بادآورده براي خود تبديل کنند.
به سرانجام رساندن چنين برنامههايي با وجود شرايط دشوار تعيين مالکيت قطعي و نيز تعداد مدعياني که قباله در دست مانع پيشرفت کار ميشوند، کار راحتي نيست. البته دولت هم هنگام فراهم کردن تسهيلات مطبوعي مثل برق و شيرهاي آب آشاميدني و دستشوييهاي عموميدر دهاراوي با چالشهاي بسياري در زمينه وسعت منطقه و پيچيدگي بافت اجتماعي آن مواجه شد.برنامه توسعه و بازسازي دهاراوي توسط آرشيتکتي آمريکايي ارائه شد و در سال 2004 به تصويب شوراي شهر بمبئي رسيد. آن زمان قرار بر اين بود که کل دهاراوي به پنج منطقه تقسيم شود و کل ساکنان آن در 300 آپارتمان 28 متري اسکان داده شوند.
اهالي هم با تشکيل کمپيني با نام «دهاراوي باچو» (به معناي نجات دهاراوي) نسبت به طرح واکنش نشان دادند و آپارتمانها و فضاهاي بزرگتري را تقاضا کردند.
آنها عقيده داشتند چنين تخمينهاي نادرستي براي اسکان دادن اين تعداد از ساکنان دهها هزار نفر از خانوادههاي اجاره نشين را بيجا و مکان ميکند.
بههر صورت فعالان در اين زمينه باور دارند اگر اين روند شهرک سازي همچنان ادامه داشته باشد بايد تعداد بيشماري از ساکنان دهاراوي را هم به اين جمع اضافه کرد.
ميدان سرخ در نور
ميدان سرخ مسكو، ميزبان اولين فستيوال نور است. پايتخت روسيه به پاييزها و زمستانهاي خاكسترياش شهرت دارد اما امسال 15 نقطه برجسته اين شهر، با نورهاي رنگارنگ تزئين شده و از ساعتهاي دلگير پاييزي خبري نيست. براي اين فستيوال بيش از 20نفر از مشهورترين كارگردانهاي معماري شهري از ليون فرانسه، ميلان ايتاليا و بارسلوناي اسپانيا آورده شده اند.
ماهواره آلماني عامل زمين لرزه در تركيه
ماهواره دو و نیم تنی «روسات» که در سال ۱۹۹۹ در پی بروز نقص فنی غیرفعال شده بود، بامداد روز یکشنبه وارد جو شد اما متخصصان سازمانهای فضایی همچنان از نقطه دقیق سقوط قطعات اين ماهواره بی اطلاعند.
برخی از محاسبات احتمال میدهند این قطعات در نقطه ای از اقیانوس هند یا خلیجبنگال یا دریای «آندامان» فرود آمده باشد، در حالی که عده ای شایعه ارتباط سقوط این ماهواره را با زمینلرزه ترکیه منتشر کرده اند.
با وجود اینکه سقوط ماهواره روسات به زمین قطعی شده اما هنوز مقامات سازمان فضایی آلمان و ناسا از مکان سقوط آن به اطمینان نهایی دست نیافته اند.
نکته باورنکردنی و جالب توجهی که در پی همزمانی سقوط ماهواره روسات و یک رویداد طبیعی در وبلاگها و سایتهای مختلف بهشدت فراگیر شده این است که برخی پس از وقوع زمین لرزه 7.6ریشتری در ترکیه، سقوط ماهواره روسات را عامل بروز این زمین لرزه که در حدود هزار کشته بهجا گذاشته است میدانند.
در بعضی از وبسایتهای غیررسمیشایعه شده است که دانشمندان آمریکایی و اروپایی در حال بررسی گزارشهای تایید نشدهای هستند که این ماهواره روز گذشته با ترکیه برخورد کرده و منجر به ایجاد زمین لرزه ای شدید شده است. در این وبسایتها عنوان شده دادههای لرزه نگاری نشان میدهند زمینلرزه ترکیه با زمانبندی سقوط ماهواره همزمان بوده است.
این افراد باور دارند برخورد بیش از یک تن از قطعات این ماهواره با بخشی از ترکیه موجب وقوع این زمینلرزه شده است.
با این همه حجم بهجا مانده از ماهواره روسات در صورتی که با زمین برخورد کرده باشد، بهصورت یکپارچه نبوده و در 30 قطعه با ابعاد مختلف به زمین رسیده اند. از سویی دیگر همانطور که در بالا گفته شد، بسیاری از محاسبات نشان میدهند این قطعات در میان اقیانوس و نه روی خشکی و در جایی در جنوب شرقی آسیا سقوط کرده اند.
با «يك حبه قند» كامتان را شيرين كنيد!
محمدحسين جعفريان: بنده خدا، رضا ميركريمي چند كلمه از تركيب هيات داوران فيلم فجر انتقاد كرد، فيلم عالي او را فرستادند آنجا كه عرب ني انداخت! چشمشان را بر هنر درخشان او بستند و نشان دادند انتقاد كردن در اين سرزمين چه تاوان سنگيني دارد. خودي و نخودي هم نميشناسد. دعواي مضحك «اخراجيها» و «جدايي نادر از سيمين» راه انداختند و خواستند يكي را به نظام و نمايندگي از آن حقنه كنند و ديگري را در مقابلش. آقاجان! ما چنين نماينده و چنين مخالفي نخواهيم، چه كسي را بايد ببينيم؟! در اين ميان همه سعي كردند «ميركريمي» و شاهكارش را نبينند. شما را به خدا ميبينيد چه سرزمين گل و بلبلي داريم؟ وقتي برادران تني، اينطور آدم را بنوازند، آن هم به خاطر يك اعتراض و انتقاد، ديگر حال كار كردن و همراهي با اين جماعت براي آدم ميماند؟اما گلي به جمال ميركريمي كه با سعهصدر تحسينبرانگيزش همه اين احوال را گذراند و خم به ابرو نياورد. او نه مسعود دهنمكي بود كه هر روز به بهانهاي براي فيلمش معركه بگيرد و نه همكار بيبيسي و چشتهخور جشنوارههاي آنور آبي تا رسانههاي بيگانه در دفاع از ستم سنگيني كه بر او و شاهكارش رفت، يقه جربدهند. عجبا! دعوا بود كه چه فيلمي را به نمايندگي از ايران به اسكاربفرستند. آقاياني كه خود «جدايي نادر از سيمين» و سازندهاش را فيلمي ضدارزشي ميدانستند ـ تاكيد ميكنم نگاه نگارنده با وجود انتقاداتي كه به اين فيلم دارد، چنين نيست ـ به فرستادن آن راضي شدند اما به خاطر يك انتقاد ميركريمي، حتي نامي از «يك حبه قند» نياوردند. ميدانستند اين فيلم ميرود و موفق ميشود و بعد مردم يقه آنها را ميگيرند كه چرا در جشنواره فجر، چنين مغرضانه با لجبازي كودكانهتان، چشم بر اين شاهكار بستيد؟ حاضر شدند از نظام و ارزشهايي كه سنگش را به سينه ميزنند هزينه كنند اما از سر تقصيرات ميركريمي كه به آنان گفته بود: «بالاي چشمتان ابروست»، نگذرند. باري خواننده عزيز! اين است لطف برخي مديران فرهنگي نظام، به هنرمندان كاربلد و ژرفانديش آن. اينجا هم الطاف شامل رياكاران و زبانبازان ميشود يا روشنفكراني كه اداي مخالفت با نظام را درميآورند. كار خوب، حرفهاي و با دغدغه آرماني هم كه بسازي، اگر به حضرات كوچكترين خردهاي بگيري، لهات ميكنند. ببينيد سرنوشت «يك حبه قند» را! برخي هم چنان ضايع از فيلم بهانهگيري كردند كه آدم حيران ميماند! مثلا «جهانگير الماسي» با آن فضل و سابقه، شايد به خاطر خوشايند ديگر بزرگواران در انتقاد از فيلم يك حبه قند گفته: «قندي كه مردم يزد ميخورند از نوع قندهايي است كه زود در دهان آب ميشود و در گلو گير نميكند اما قند «يه حبه قند» باعث مرگ يكي از اعضاي خانه ميشود.» به خدا اينها را خودش گفته. در اعتراض و انتقاد به شاهكار ميركريمي. معلوم است اين فيلم در گلوي خيليها گير كرده! من اين مطلب را عمدا چند جا نوشتم. باشد تا به سهم خودم از اين فيلم وكارگردان مظلومترش قدرشناسي كرده باشم. شما هم با ديدن اين فيلم، به ميركريمي اطمينان خواهيد داد در اين سرزمين، هنر اصيل، پايمال غرضورزيهاي كودكانه نميشود. انشاءالله
تازههاي جشنواره فيلم كودك
تهفيلمها هم هستند
فيلم داستاني «گردنه» توليد صدا و سيماي مرکز همدان، به کارگرداني سعيد پورشعباني و تهيه کنندگي رضا محمودي شجاع به بخش مسابقه ويدئويي بلند بيست و پنجمين جشنواره بينالمللي فيلمهاي کودکان و نوجوانان راه يافت. گردنه داستان جذاب دانش آموزي است بهنام علي که پدرش راننده ماشينهاي سنگين است. مشغله فراوان پدر و حضور کمرنگ او در خانه کم کم علي را دچار نگراني و اضطراب ميکند تا جايي که هميشه منتظر خبر ناگوار تصادف پدرش است.
در پايان داستان، مدير مدرسه که متوجه وضعيت رواني علي ميشود به خوبي مشکل او را درمي يابد و رفع ميکند. کبري يوسفي، سهراب نيکفرجاد، سعيد باغباني، محمدحسين خانيان و اصغر هندي بازيگران اين فيلم داستاني هستند.
بيست و پنجمين جشنواره بينالمللي فيلمهاي کودکان و نوجوانان 23 تا 27 آبان به ميزباني اصفهان برگزار ميشود.
اين جشنواره در پنج بخش داخلي، بينالملل، آثار بلند و نيمهبلند ويدئويي و انيميشن برگزار ميشود.
صداي شما
روزنامه تهرانامروز ميكوشد تا فراتر از حداقل وظيفهاش، كه اطلاع رساني است عمل كند.از اينرو شما شهروندان و هموطنان عزيز نيز ميتوانيد با ارسال پيامك به شماره3000101102 و يا تماس صوتي با شماره88928533 حرف خود را به گوش مسئولين برسانيد. همچنين ميتوانيد پيامتان را به آدرس الكترونيكي: info@Tehrooz.com ارسال نماييد. (لطفا نام و نام استان خود را در ابتداي پيام درج كنيد).
البته بايد بدانيد كه مديران و مسئولان كشور، اين ستون را با نگاهي خاص ميبينند.
يك شهروند: من از مسافران خط ميدان راهآهن به تجريش هستم. شبها رانندگان اتوبوس سيگار ميكشند و فضاي اتوبوس پر از دود ميشود و به مسافران هم فحاشي ميكنند. ميخواستم لطف كنيد و پيگيري كنيد.
رضازاده از تهران: مدارس شاهد متعلق به فرزندان معلمان است كه رايگان ثبتنام ميشوند. فرزند من جانباز 60درصد بايد شهريه بدهد. از وزير آموزش و پرورش درخواست ميشود حداقل نام مدارس شاهد را به مدارس فرهنگيان تغيير دهند.
لطفا در خصوص چك و عدم وجود قانون محكم در برخورد با كلاهبرداري از آن گزارشي تهيه كنيد.
با اينكه از قذافي دل خوشي نداشتيم ولي مرگش خيلي بيرحمانه بود. آخر چرا وقتي كه زنده دستگيرش كردند، براي محاكمه علني زندانياش نكردند؟ قذافي منبع اسرار زيادي بود از پرونده امام موسي صدر تا روابط پشت پرده با غربيها! كشتنش مشكوك است! شايد عوامل نفوذي غربيها ميخواستند اسرارشان را با خودش به گور ببرد!
تنها 26 فيلم به پايان توليد رسيده اند
سي امين جشنواره بينالمللي فيلم فجر با غايبان بزرگ برگزار ميشود
آرزو مهرانگيز: در حالي كه معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي در آخرين حضور خود در برنامه سينماييهفت خبر داده بود كه وضعيت توليد سينماي ايران در سال 90 جهشي قابل اعتنا نسبت به سالهاي پيش دارد و تا جشنواره فيلم فجر چيزي حدود 100 فيلم توليد خواهد شد، گزارش وضعيت توليد سينماي ايران تا اول آبان ماه از سوي بنياد سينمايي فارابي نشان ميدهد 3 ماه مانده به جشنواره فيلم فجر تنها 26 فيلم آماده نمايش شدهاند.
در حالي كه سي امين دوره برگزاري جشنواره فيلم فجر ميتواند دوره مهمي براي اين جشنواره باشد بعيد بهنظر ميرسد معاونت سينمايي براي حضور حداكثري سينماگران در اين جشنواره تمهيدي انديشيده باشد.طبق گزارش بنياد سينمايي فارابي تا اول آبان ماه جاري، 26 فيلم آماده نمايش شدهاند، 10 فيلم در مرحله صداگذاري، 13 فيلم در مرحله تدوين و 14 فيلم در مرحله فيلمبرداري هستند. مجموع اين آمار رقم 63 فيلم را رقم ميزند.
هرچند فارابي اعلام كرده كه 61 فيلم در مرحله پيشتوليد قرار دارند اما از آنجا كه هر فيلمي كه پروانه ساخت ميگيرد در ليست پيش توليدها قرار ميگيرد نميتوان پيشبيني كرد كه چه تعداد از اين فيلمها ميتوانند سه ماهه خود را از مرحله صفر به صد رسانده و در جشنواره حاضر شوند. با نگاه به ليست فيلمهاي آماده نمايش نام آشناترين كارگردانان بهرام بهراميان، فرزاد موتمن، محمد رسول اف، سامان سالور، ماني حقيقي، سامانمقدم، آرش معيريان، پيمان معادي و همايون اسعديان هستند.كه به ترتيب با فيلمهاي سبب من، بيداري، به اميد ديدار، آمين خواهيم گفت، پذيرايي ساده، يك عاشقانه ساده، ساعت شلوغي، برف روي كاجها و بوسيدن روي ماه احتمالا در جشنواره فيلم فجر حضور خواهند داشت و البته اين به شرطي است كه مميزي شامل حال فيلمهايشان نشود و بتوانند فرصت حضور در جشنواره را تجربه كنند. اما در ميان فيلمهايي كه در مرحله صداگذاري و تدوين و فيلمبرداري هستند نيز نامهاي آشنايي چون مصطفي شايسته، خسرو معصومي، رضا عطاران، رسول صدرعاملي، ابوالفضل جليلي، احمد رضا درويش، ابوالقاسم طالبي، ابراهيم فروزش، احمد اميني، منيژه حكمت، مهدي صباغ زاده، حميد امجد و داريوش مهرجويي به عنوان كارگردان به چشم ميخورد. از آنجا كه هنوز از ميان 61 فيلمي كه در مرحله پيش توليد قرار دارند مشخص نيست كه چه تعداد فيلم به جشنواره خواهد رسيد و اساسا توليدشان چه زمانيآغاز خواهد شد، با اين حساب ميتوانيم نامهايي چون ابراهيم حاتمي كيا، مسعودكيميايي، اصغر فرهادي، مازيار ميري، بهرام توكلي،علي رفيعي، محمد بزرگ نيا، بهروز افخمي، رامبد جوان، رضا ميركريمي، داوودنژاد و.... را غايبان جشنواره امسال و كارگردانان سال 91 سينماي ايران به حساب بياوريم. فيلمسازاني كه توانستند جشنواره سال گذشته و اكران سال 90 را حس و حالي متفاوت ببخشند. اينها همه
در حالي است كه اول هفته نام محمد خزاعي به عنوان دبير جشنواره سيام فيلم فجر اعلام شد و هنوز فيلمهاي بخش بينالملل جشنواره هم بعيد است كه مشخص شده باشد. اما از طرف ديگر با وجود برگزاري جشنواره فيلم كودك و نوجوان در همين آبان ماه دور از انتظار نيست كه در جشنوارهفجر امسال براي بالا بردن آمار اكرانفيلم بخش جداگانهاي براي نمايش مجدد اين فيلمهاجشنواره فجرهمتداركديده شود.
هر چند از حالا ميتوان پيشبينيهاينسبتا دقيقي از سي امين جشنواره بينالمللي فيلم فجرداشت اما بايد منتظر ماند و ديد در اين سي امين دوره كه به لحاظ عددي دوره نام داري در ميان ادوار جشنواره خواهد بود آيا شمار سينماگران نامدار غايب بيشتر خواهد بود يا حاضران.
برادر با برادر چه ميكند؟
كورش علياني: صدام تنها دشمن ما نبود، دشمن عراقيها هم بود. حتي پيش و بيش از اينكه دشمن ما باشد، دشمن مردم عراق بود. مردمي كه از ترس شدت خشونت او كمتر ميتوانستند صداي اعتراضي بلند كنند؛ پاسخ اعتراض گلوله بود. شايد اگر مردم عراق در بدو تشكيل حكومت صدام نميگذاشتند او ديكتاتوريش را اين قدر مستحكم كند، ما نيز مجبور به نبردي فرساينده با محدوديتهاي بسيار نميشديم. البته دفاع مقدس از جنبههاي بسياري عرصه شكوفايي و رشد معنوي و حتي مادي ما بود، اما هزينههاي زيادي نيز داشت، كه مسئول اين هزينهها، آغازگر جنگ بوده و هست. ما هر روز و هر جا، مراقب بوديم كه كمترين آسيب به مردم عراق وارد شود، دشمن نه. ما با اسيران عراقي برادروار آخرين جرعه آب مانده در قمقمههامان را تقسيم ميكرديم. اما در عراق بسياري از آزادگان ما بر اثر كمبود امكانات دچار لطمات جبرانناپذير شدند و تعداد قابل توجهي نيز از بيماري يا ضرب و شتم و شكنجه به شهادت رسيدند. دشمن معلم ما نبود، ما رفتارمان را از او نميآموختيم. او نيز آن قدر از انسانيت بو نبرده بود كه رفتار خوب ما را بياموزد. ما از مردم عراق توقعي نداشتيم، اما به هر حال با كسي ميجنگيديم كه بيشتر دشمن آنان بود تا ما، و تقريبا تمام شهدا و هزينههاي اين نبرد بر گردن ما بود. اين تنها آسيبي نيست كه ما از صدام ديديم. صدام براي اينكه بتواند مبارزان شيعه عراقي را راحت تعقيب و دستگير كند، نيزارهاي جنوب اين كشور را خشكاند. اصليترين عامل آنچه به عنوان ريزغبار عربي بر سر سلامت ما آوار شده، همين كار صدام بوده است. پس از جنگ و پس از برافتادن رژيم بعث ما نه تنها به طور جدي خواهان غرامت جنگ نشدهايم، كه هم به بازسازي عراق كمك كردهايم و هم اين كشور بي هيچ منتي از سيل زائران ايراني دلداده اهل بيت درآمد قابل توجهي كسب كرده است؛ رفتاري برادروار و بيچشمداشت. حالا اما زمزمههاي ديگري ميشنويم. ميشنويم فلان نماينده مجلس عراق يا فلان مقام اجرايي رده چندم صحبت از گرفتن غرامت جنگ از ايران ميكند! ميشنويم كه عراقيها وقتي ميخواهيم كه ريزغبار را در مبدا مهار كنند، تلويحا ميگويند اين مشكل ايران است و براي آنان اولويت ندارد. ميشنويم كه سفير عراق در ايران وقتي خبرنگاري از او درباره غرامت جنگ ميپرسد لاقيدانه ميگويد مگر برادر از برادر غرامت ميگيرد؟ و بدترين شنيده اينكه بر سر مرز كارواني از زائران را نگه داشتهاند و رئيس كاروان را برگرداندهاند، به اين دليل كه چون رزمنده بوده و به تعبير آنها عليه عراق جنگيده بوده، حق ورود به عراق را ندارد.
خوب است آقاي سفير به چند سوال جواب بدهند:
وقتي ما با صدام جنگيديم و بهترين جوانان ايراني شهيد شدند، تا عراق آزاد و مستقل در كنار ايران يا بگيرد، برادر سفيرمان چه ميكردند؟
وقتي مجانين عراق صحبت از غرامت گرفتن از ايران كردند، برادر سفيرمان چه كردند؟
عراقيها با كويتيها حس و علاقه برادري ندارند كه به آنان غرامت ميدهند؟
عراقيها از سر برادري نقشه مناطق مينگذاري شده داخل خاك ايران را به ما نميدهند؟
عراقيها وقت غرامت دادن برادري را حس ميكنند، وقتي اهواز تا تهران زير غبار ميماند چه؟
اگر عراقيها جنگيدن با صدام را جنگيدن با عراق ميدانند، صريح بگويند. اين معناي واضحي دارد، معنايش اين است كه آنان ميراثبر صدام هستند و اگر چنين باشد يقينا بايد غرامت ايران را بپردازند.