محمدعليبهمني: تاريخ درباره حسين منزوي قضاوت خواهدكرد
محمدعلي بهمني در مراسمي كه در دانشگاه زنجان براي بزرگداشت حسين منزوي برگزار شده بود، درباره اين شاعر فقيد گفت: همانطور که هر نمايي از دور، کاملتر ديده ميشود، تاريخ نشان خواهد داد که جايگاه منزوي کجاست. هر وقت از کساني که هنوز هم به غزل ارادت دارند، غزلي محکم ميشنوم، به ياد سماع غزل منزوي بر روي پلي که من فقط از پايين نظارهگر آن بودم، ميافتم؛ چرا كه منزوي علاوه بر عبور از پلي که غزل ديروز را به غزل امروز پيوند زد، اولين کسي بود که سماع غزل را بر روي اين پل به نمايش گذاشت.
اين شاعر با بيان اينکه زبان در وصف منزوي، ناتوان است، اظهار کرد: جايگاه منزوي، جايگاهي نيست که بتوان آنرا وصف کرد. در واقع به جاي چنين وصفي بايد با شعر منزوي زيست؛ بهگونهاي که در نهايت به شناخت دروني از منزوي رسيد.
در هفته گذشته، ابوالفضل زرويي نصرآباد بعد از مدتها بيماري و سكوت خبرساز شد
زندگينامه داستاني حضرت عباس(ع) ميآيد
احسان رضايي
تهرانامروز
«حديث قند»، «رفوزهها» و «قلاقه به خونش نرسيد» عنوانهاي سه كتابي بود كه در نمايشگاه كتاب امسال از ابوالفضل زرويي نصرآباد، شاعر و طنزپرداز معاصرمان منتشر شد.
زرويي نصرآباد كه مدتي است به خاطر بيماري در محافل عمومي حاضر نميشود و كار تازهاي هم منتشر نميكند، بعد از انتشار اين سه اثر توسط انتشارات نيستان بود كه دوباره به صدر خبرهاي ادبي بازگشت و در موضع نقد و نظرهاي گوناگون و البته استقبال كتابدوستها قرار گرفت. سهشنبه گذشته هم مراسم رونمايي رسمي اين سه كتاب با حضور اهالي طنز و ادب در فرهنگسراي رسانه برگزار شد.
به علاوه روز پنجشنبه، خبرگزاري فارس در گفتوگويي با زرويي نصرآباد از انتشار تازهترين اثر زرويي در چندماه آينده خبر داد، كتابي با موضوع زندگينامه داستاني حضرت عباس(ع).
سبيلي را به سر وي نصب كردند
ابوالفضل زرويي نصرآباد، براي خوانندگان مطبوعات ايران اسم آشنايي است. او كه متولد ارديبشهت 1348 است از آغاز دهه هفتاد، كار مطبوعاتي را با هفتهنامه «گلآقا» شروع كرد. آنجا با سام مستعار «ملانصرالدين» مينوشت و ستون ثابتي داشته با نام «تذكره المقامات» كه با الگو قرار دادن كتاب معروف «تذكره الاوليا» عطار، تذكرههاي طنزي درباره مسئولان وقت مينوشت.
از آن به بعد زرويي با نشريات بسيار زيادي همكاري داشته است، از جمله: همشهري، گل آقا، جام جم، انتخاب،ايرانيان، مهر، كيهان ورزشي و... از جمله ستون «افسانههاي امروزي» او در هفتهنامه «مهر» طرفداران بسياري داشت. او در اين افسانهها، داستانهاي افسانهاي كهن را با وقايع روز مخلوط ميكرد و قصههاي جديدي ميساخت.
زماني هم با سرودن مثنوي طنز«بامعرفتهاي عالم» مشهور شد (كه بعدها تبديل به آلبوم صوتي هم شد):
«اي جماعت! چطوره حالاتتون؟
قربون اون فهم و كمالاتتون
گردنتون پيش كسي خمنشه
از سربنده، سايهتون كمنشه
راز و نياز و بندگيتون درست
حساب كتاب زندگيتون درست
بنده ميشم غلام دربستتون
پيش كسي دراز نشه دستتون
از لبتون خنده فراري نشه
خدا نكرده، اشكي جاري نشه
باز، يه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز
راست و حسينيش، نميدونم چرا
بيني و بينيش، نميدونم چرا
فرقي نداره ديگه شهر و روستا
حال نميدن مثل قديما، دوستا...»
قربون اون دلاي تكسرنشين
زرويي نصرآباد با اين سابقه و نيز مراقبت و دوري از مواضع سياسي بود كه ميان خوانندگان ايراني به اسمي آشنا تبديل شد. وقتي كه در اسفند 1386 خبر بستري شدن او در بيمارستان پارس منتشر شد و كتابدوستان را دچار شوك كرد. از آن تاريخ تا بهار امسال، جز اخبار سير معالجات زرويي، هيچ خبر ديگري از او نبود تا اينكه بالاخره در نمايشگاه كتاب امسال دوباره زرويي به جمع كتابدوستها بازگشت.
انتشارات نيستان كه مدتي است دست به كار انتشار مجموعه آثار نويسندگان انقلابي زده است، به يكباره سه جلد از كتابهاي زرويي را آماده و روانه نمايشگاه كرد. «رفوزهها» مجموعه اشعار طنز زرويي است، «قلاقه به خونش نرسيد» مجموعه افسانههاي امروزي او و «حديث قند» مجموعه پژوهشهايي كه او در حوزه ادبيات طنز انجام داده است. از زرويي قبلا هم كتابهاي «تذكرالمقامات» و «نخستين وقايعنامه طنز ايران» منتشر شده بود كه اين دومي كار مشترك او و همسرش فريبا فرشادمهر بود.
اي جماعت چطوره حالاتتون
بعد از پخش اين سه جلد كتاب در نمايشگاه امسال، روز سهشنبه گذشته مراسم رسمي رونمايي از اين كتابها هم برگزار شد. در مراسمي كه در فرهنگسراي رسانه براي اين منظور برگزار شده بود، علياكبر اشعري، رئيس هيات مديره نشر شهر سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، شهرام شكيبا، سيدعلي ميرفتاح و رضا رفيع، نويسنده و طنزپرداز حضور داشتند.
آقاي اشعري، در اين مراسم ضمن تقدير از زرويي گفت: بايد فرهنگسرايي براي ادبيات و ادبيات طنز ايجاد شود. من معتقدم در شهر و كشورمان به مراكز مختلفي نيازمنديم كه نسل جوان در كنار صاحبان تجربه و دانش قرار گرفته و به رشد و تعالي برسند.
اشعري ضمن اشاره به اينكه در سالهاي اخير برخي از اساتيد دانشگاهها و ادبيات بازنشسته شدهاند افزود: اگر جايي براي پرورش افراد تاسيس نشود شاهد به عرصه آمدن استادان فاخر ادبيات نخواهيم بود. همچنين باغ كتاب تهران به بهرهبرداري رسيده و سراهاي متفاوتي براي برگزاري جلسات دين، فلسفه و ادبيات راهاندازي شده است كه همانند اين مركز در نظر داريم كاري صورت گيرد.
سخنرانهاي بعدي اما بيشتر درباره خود زرويي و اهميت كارهاي او صحبت كردند. سيدعلي ميرفتاح با بيان اينكه تمامي آثار «زرويي» از قلم علم و دانش برخوردار است، اضافه كرد: دانش و علم ابوالفضل زرويي نصرآباد بالا بوده و ادبيات را به خوبي ميشناسد كه توانسته اينگونه كتابهايي را منتشر و روانه بازار كند. هر مخاطبي كه آثار اين نويسنده را مورد مطالعه قرار ميدهد متوجه اين امر شده كه او شعر و ادبيات را شناخته و با واژهها آشنايي كامل و كافي دارد.
ميرفتاح ادامه داد: نخستين شرط يك كتاب اين است كه نثر سالم و پختهاي داشته باشد و صاحب قلم از دانش و علم كافي برخوردار بوده و به خلق اثر بپردازد، همچنين نبايد به هر كسي اجازه داد كه در روزنامهها به نگارش مطلب بپردازد.
رضا رفيع طنزپرداز حوزه ادبيات، نيز در اين مراسم ضمن «روكم نمايي» خواندن اين مراسم تصريح كرد: برخي از افراد در سرودن شعر دچار جوزدگي ميشوند كه چاپ آثار ابوالفضل زرويي به نوعي باعث كنار زدن اينگونه آثار ميشود و روي آنها نيز كم ميشود.
رفيع درباره شرط خلق يك اثر ماندگار گفت: شاعري كه ميخواهد شعر طنزي را بسرايد بايد در مسير ادبيات و طنز سير و سلوكي گذرانده باشد و با آشنايي كامل به اين امر اهتمام داشته باشد، همچنين تمامي آثار اين نويسنده از سير و سلوك ادبيات بخصوص ادبيات طنز عبور كرده است.
رفيع گفت: اگر مخاطبي آثار زرويي را مورد مطالعه قرار دهد متوجه خواهد شد كه اين آثار استعاره و تلميح به مثلها و متلهاست، همچنين طنز يك بيانيه سياسي نيست كه در خدمت يك حزب قرار گيرد.
وي با بيان اينكه زرويي 20 سال زحمتهاي بسياري را متحمل شد تا كتابهاي ارزشمندي را به چاپ برساند، ادامه داد: آثار اين نويسنده جزو آثار ماندگار است يعني آثار ابوالفضل زرويي را ميتوان در دانشگاهها براي دانشجويان تدريس كرد.
خود ابوالفضل زرويي هم درباره آثار رونمايي شدهاش، گفت: بنده بدون حمايت سيدمهدي شجاعي مدير انتشارات كتاب نيستان نميتوانستم آثارم را به چاپ برسانم.
زرويي نصرآباد در خصوص كتاب «رفوزهها» هم گفت: در اين كتاب سعي بر آن داشتم تا شعرهاي اوليه در كنار آخرين شعرهايم بيايد منظور اين نبود كه با اين كار حجم آنها را بيشتر كنم بلكه ميخواستم به مخاطبان دروغ نگفته باشم و بدانند كه من در كنار اشعار خوبم، شعرهاي آبكي هم داشتهام.
سقاي آب و ادب
اما شايد هيجانانگيزترين خبر درباره زرويي نصرآباد، خبري بود كه پنجشنبه گذشته در گفتوگوي فارس با او منتشر شد. زرويي در اين گفتوگو درباره تازهترين اثر در دست نگارش خود، گفته بود: «نگارش رمان حضرت عباس (ع) به اتمام رسيده است كه بزودي از سوي انتشارات نيستان منتشر و روانه بازار كتاب ميشود.»
وي با بيان اينكه محتواي اين كتاب به زندگينامه حضرت ابوالفضل (ع) از قبل عاشورا تا زمان شهادت اختصاص دارد، از فصلهاي 14گانه رمان و بازنويسي نهايي آن تا 20 روز ديگر خبر داده بود. وي گفته بود: «مخاطباني كه اين كتاب را مورد مطالعه قرار ميدهند نبايد انتظار داشته باشند كه فقط در اين كتاب به ذكر مصيبت عاشورا پرداخته شده باشد چرا كه اين كتاب اگر هم داراي حجم بسياري باشد هيچ اشارهاي به قضيه كربلا و آب آوردن حضرت ابولفضل (ع) كه همه مردم از آنها مطلع هستند، اشارهاي نشده است.»
درباره حضرت عباس(ع)، تاكنون اثر ادبي خاصي منتشر نشده است. آيا زرويي نصرآباد ميتواند اين جاي خالي را پر بكند؟
محمدهاشم اكبرياني:
توجه چنداني به سليقه مخاطب ندارم
محمدهاشم اكبرياني در گفت وگو با تهران امروز درباره كارهايي كه در دست دارد گفت: «در اين روزها به نگارش رمان بلندي مشغول هستم كه نزديك به هفت ماه است نوشتن آن را آغاز كردهام و حدودا تا دو ماه ديگر نگارش اوليه آن به پايان ميرسد و به مراحل بازخواني و بازنويسي ميرسد.» وي در رابطه با فضا و شخصيتهاي اين رمان گفت:«داستان توسط عناصر گوناگوني شكل ميگيرد و شخصيتهاي آن هم با ويژگيهاي فردي مختلف درآن ايفاي نقش ميكنند.ارزشهاي انساني، قدرتطلبي و تغيير و تحول روحي از ويژگيهاي بارز شخصيتهاي رمان من است.»
اكبرياني در ادامه گفتوگو گفت: «علاقهمندم رمان جديدم با استقبال مخاطبين روبهرو شود اما نميتوانم پيشبيني درستي در اينباره داشته باشم.» وي افزود: «من سفارشي نمينويسم، سليقه مخاطبين برايم اهميت دارد ولي دوست ندارم صرفا براي سليقه خاصي بنويسم به همين دليل تمام توجهم در طول نگارش به پيش بردن رمانم در مسير مورد علاقه خودم است و توجه چنداني به سليقه مخاطب ندارم.»
اكبرياني يك سال پيش داستان بلندي با عنوان «بايد بروم» را وارد بازار كرد، اين رمان كه در 1100 نسخه چاپ شد با استقبال خوبي مواجه نشد و در همان چاپ اول باقي ماند. وي با اعلام نارضايتي از عدم توجه مخاطبين به رمان آخرش «بايد بروم» به تهران امروز گفت: «درست است كه رمانم با استقبال مواجه نشد اما نميتوانم در اينباره قضاوت خاصي داشته باشم.» وي در ادامه افزود:«نميتوان پرفروش بودن يا عدم استقبال مخاطبين از يك كتاب را دليل بر قدرت و ضعف آن اثر دانست اما متاسفانه نگاه تخريبي به يك اثر همواره در جامعه ما وجود دارد و اين تا جايي پيش ميرود كه هر اثري در بازار با يك برچسب مواجه ميشود؛ كتابهاي پرفروش را عامهپسند و بازاري ميدانند و كتابهايي كه با استقبال مواجه نميشوند را ضعيف و بد قلمداد ميكنند.»
او يكي از دلايلي كه كتاب آخرش با اقبال عمومي مواجه نشد را فضا و نگاه حاكم در آن كتاب دانست و گفت: «بهنظرم مردم به دنبال كتابهاي ساده هستند و كتابهاي حوزه انديشه و كتابهايي كه خواننده را به انديشيدن و تفكر وادار كند اغلب در جامعه با استقبال مواجه نميشوند.»
وي از موانع و مشكلات حال حاضر در حوزه كتاب و ادبيات صحبت كرد و گفت: «در جامعه ما به علت برخي محدوديتها و بودن مميزي نويسندگان قادر به ارائه تمامي تواناييهايي خود در آثار نيستند و اين خودش عاملي است كه خواننده را با كتاب بيگانه مي كند و ادبيات يك كشور را به طور كلي تحت تاثير قرار مي دهد.اما اين تنها دليل ضعف ادبيات امروز ايران نيست، چرا كه در همين شرايط سينماي ما رشد ميكند و در جهان مطرح ميشود. به نظر من دليل اصلي ضعف ما خود نويسندگان هستند.»
اكبرياني در آخر به جملهاي از نيما يوشيج اشاره كرد و گفت: «با همه اينها به نظر من قضاوت نهايي در مورد ادبيات فعلي ايران تاريخ انجام خواهد داد.»
تصوير امروز
رمان دوممهرجويي
داريوش مهرجويي از انتشار دومين رمانش به نام «در خرابات مغان» خبر داد. وي درباره اين اثر گفت: اين رمان به عنوان دومين رمان من پس از رمان «اين فيلم بلند لعنتي» براي مجوز به وزارت ارشاد رفته است و اميدوارم به زودي توسط نشر «قطره» منتشر شود. گفتني است اولين رمان اين كارگردان به چاپ ششم رسيده است.
هميشه صفربودهام
گلي ترقي در نشست نقد آثارش در شهر كتاب مركزي گفت: هركسي از بچگي استعدادي دارد. دختر من پيانيست است؛ در حاليكه من هيچ استعدادي در اين زمينه ندارم. من نيز همواره هوش و گوش ادبي داشتهام. حساب من هميشه صفر و دو بود؛ اما در انشا استعداد زيادي داشتم و آنچه مينوشتم، از بقيه هميشه جلوتر بود.
اشتباه دهنمكي!
محمدحسين جعفريان، در يادداشتي در شماره 310 هفتهنامه «همشهري جوان» نوشته است: «هم شعري كه در آغاز فيلم اخراجيها 3 خوانده ميشود و هم شعر تيتراژ پاياني، ابياتي از يك مثنوي قديمي و سروده من است. اين را 20 سال پيش سرودم چطور دهنمكي فكر ميكند كه من سال 69 براي اخراجيهاي 3 شعر گفتهام!»