زيستگاههاي يوز زير سم گوسفندها
دامها، كابوس يوزپلنگهاي توران
حميدرضا جمشيديان
تهران امروز
پارك ملي «خارتوران» يكي از مهمترين زيستگاه يوز است. يوزهايي كه كابوسهايشان پر از پارس سگان كه با هيچ طرفندي نميتوانند از دست شامه تيز آنها پنهان شوند. در همه زيستگاهها يك منطقه امن براي حياتوحش نيز دارد كه براساس قوانين هيچ مزاحمي نبايد داشته باشند اما امنيت منطقه امن خارتوران را گلههاي گوسفند و دامداران منطقه مدتهاست زير سوال بردهاند. آنطور كه «حميد ظهرابي» رئيس سازمان حفاظت از محيطزيست سمنان به «تهران امروز» ميگويد: «منطقه امن توران محل زندگي دامداراني است كه از قديم الايام در اين منطقه زندگي ميكردند و امروز هم با پروانه و مجوز گلههايشان را در اين منطقه به چرا ميبرند. تا هم سگهاي گله و چوپان تهديدي براي يوزپلنگها باشند و گلهها هم با چراي بيرويه پوشش گياهي زندگي آهو و جيبيرها را تهديد كند. آهو و جيبيرها طعمه اصلي يوز پلنگها هستند اما زماني كه آهو وجيبيرها گياهي براي نشخوار نداشته باشند زنگ مرگ يوزپلنگها هم به صدادرميآيد.
ظهرابي از تشكيل يك كميته مشترك با منابع طبيعي خبر ميدهد و ميگويد براساس آن قرار است دامدارهاي غيرمجاز و مازاد را معرفي كنيم. تجديد مميزي منطقه از جمله برنامه ديگر اين كميته است كه به گفته ظهرابي قرار است تا با جايگزيني مراتع، مرتع قابل استفاده براي دام را به دامداران معرفي كنيم و خروج دامها از زيستگاه صورت بگيرد.
تاوان بيگناهي!
همچنين ظهرابي يكي از مهمترين آيتمها براي زندگي يك حيوان وحشي را وجود امنيت ميداند كه البته امنيت و آرامش خارتوران مدتها زير سم گلههاي منطقه لگد مال ميشود. از سوي ديگر هرچند يوزپلنگها ميدانند چطور بايد خود در ميان بوتهها و خارها استتار كنند تا انسانها در چند قدمي خود متوجه آنها نشوند اما از شامه قوي سگهاي گله درامان نيستند. ظهرابي ميگويد: «هرچند سندي براي كشته شدن يوزپلنگها وجود ندارد اما بدون شك يوزپلنگهايي بودهاند كه دفتر زندگي آنها بهوسيله سگهاي گله و چوپانان در اين منطقه بسته شده است.» اين يوزها توسط چوپانها سوزانده يا خاك ميشوند براي همين هم سندي براي اثبات جرمهاي پنهان درمنطقه وجود ندارد. از سوي ديگر برخلاف تصور بسياري از مردم، يوز ايراني معمولا از دامهاي اهلي مانند بز، گوسفند و شتر تغذيه نميكند و تاكنون گزارش مستندي مبني بر حمله به دامهاي اهلي توسط يوز وجود نداشته است ولي متاسفانه اين تصور در ميان بسياري از دامداران و شترداراني كه در زيستگاههاي يوز زندگي ميكنند، وجود دارد كه اين جانور يكي از دشمنان اصلي دامهاي آنهاست و اگر گوشتخواراني از قبيل گرگ، كفتار، كاراكال يا سياهگوش به دام آنها حمله نمايد، بسياري آن را به يوز نسبت ميدهند، مخصوصا درمورد سياهگوش كه به سبب پوست خالدار بدنش شباهت زيادي به يوز داشته و به دامها بسيار حمله ميكند. در سال هاي اخير چندين قلاده يوزپلنگ ايراني بهخاطر سوءتفاهم دامداران محلي از پا درآمدهاند. جاده هم به يوزپلنگهاي خارتوران زخمهاي كاري زده است. ظهرابي ميگويد: «اوايل سال 89 بود كه دو توله يوز پلنگ در جاده براثر تصادف كشته ميشوند. مادر توله شب بعد به هواي بچههايش به جاده برمي گردد تا تصادفي ديگر در دل تاريكي شب مادر را هم به بچههايش برساند!» اما زخم جاده به همين كشتار پايين نميماند جاده از دل زيستگاه رد شده است و ارتباط جمعيتي بين طرف جاده را قطع كرده است. روزگاري نه چندان دور پارك ملي و پناهگاه حياتوحش توران به قدري غني و امن بود كه دستههاي گور ايراني كمتر از 200 راس در آن وجود نداشت. امروز شمار گورهاي اين پارك ملي را حداكثر 200 راس اعلام ميكنند؛ در حالي كه به گفته برخي منابع آگاه محلي، شمار گورهاي باقيمانده در توران، بيشتر از يكصد راس نيست. بوميها اعتقاد دارند همين كه در عرض دو هفته دو يوز شكار ميشوند نشان ميدهد كه ديگر توراني نمانده است! از سوي ديگر انجمنهاي فعال در منطقه هم اعتقاد دارد كه تجهيزات لازم در اين منطقه وجود ندارد و همين باعث شده تا حفاظت نسبتي هم در زيستگاه بهوجود نيايد. محيط بانهاي قديمي پارك ملي توران هم سوء مديريت، بيتجربگي محيط بانهاي منطقه، ورود بيحد و مرز دامهاي اهلي و شكار بيرويه را از مواردي ميدانند كه اصليترين زيستگاه يوز ايراني و گورخر ايراني را تهديد ميكند.
منطقه آزاد توران
برخي از محيط بانهاي قديمي پارك ملي توران از وجود دهها آغل گوسفند در بخش مركزي و قلب پارك ملي توران خبر ميدهد كه هر كدام از 500 تا هزار دام را در خود جاي ميدهند و اين، يعني بيش از 6 هزار دام در اين پارك ملي رفت و آمد ميكنند. اين مسئله باعث شده تا بسياري از منطقه حفاظت شده توران به منطقه«آزاد توران» ياد كنند. به گفته آنان رفتوآمد افراد مختلف به دنبال ورود دام مشكلات را دو چندان و نظارت بر يك عرصه هزار هكتاري را عملا غيرممكن كرده است. برخي از محيطبان قديمي پارك ملي توران اعتقاد دارند كه محيط بانهاي جديد اين پارك آشنايي زيادي با منطقه ندارند. همين مسئله فرصت خوبي براي برخي از شكارچيان بومي بهوجود آورده است.
به اعتقاد اين محيطبانان نيروهايي كه سازمان استخدام ميكند غيربومياند و مجبورند براي استراحت به شهر خودشان برگردند؛ لذا در مواقع لزوم دسترسي به آنها ممكن نيست، اغلب تحصيل كردهاند و نميتوان از آنها توقع ماندن در بيابان را داشت.اين محيط همچنين منطقه درونه كاشم را يكي از فرصتهاي خوبي براي شكارچيان ميداند تا امنيت يوز و گورخرهاي توران از اين سمت بيشتر از همه جهات تهديد شود. به گفته يكي ديگر از محيطبانان وضعيت توران بسيار خطرناك است. به اعتقاد او و قتي شترها حتي در كوههاي توران نيز ديده ميشوند ديگر چه انتظاري ميتوان از وضعيت حفاظت پارك داشت؟ البته شترها يكبار از زيستگاه بيرون رانده شدهاند اما برخي ازآنها دوباره بازگشته تا همچنان كابوس زيستگاه توران براي يوزپلنگها بيشتر شود. علي اكبرقربانلو رئيس پارك ملي توران هم پيش اين خواستار خروج دامها در منطقه امن زيستگاه توران شد. رئيس پارك ملي توران خواستار همكاري تمامي دستگاههاي مسئول براي خروج دام از محدوده اين پارك براي حفظ حياتوحش كمياب و درمعرض انقراض اين منطقه شد. چراي دام در حالي سالهاست كه منطقه حفاظت شده و پارك ملي توران را آزار ميدهد كه اين منطقه با يك ميليون و 470 هزار هكتار وسعت دومين ذخيرهگاه بيوسفر جهان پس از «سرنگتي» در آفريقاست. همچنين اين پارك ملي در حال حاضر ميزبان بيشترين جمعيت گور خر آسيايي اسكه از وحوش در حال انقراض در جهان است كه در آن زيست ميكند. به گفته او هماكنون 17 آغل دام در محدوده پارك فعاليت دارند كه زمينه برهم زدن آرامش وحوش در اين پارك را فراهم كرده است. به گفته او حدود 80 هزار راس دام به مدت پنج ماه درسال باتوجه به پوشش گياهي فقير اين منطقه به چرا ميپردازند. بهاعتقاد او«در صورت خريداري اين آغلها توسط دولت و انتقال دامها به خارج از اين محدوده ضريب امنيتي وحوش در حال انقراض بهويژه گور خر و يوز پلنگ آسيايي افزايش مييابد.»
او با بيان اينكه جرايم تعيين شده براي شكار غير مجاز كافي نيست، ميگويد: ميزان جرايم فعلي براي جلوگيري از جرايم بازدارنده نيست و بايد براي حفاظت بيشتر از حياتوحش چاره انديشي شود. قربانلو وجود شترهاي سرگردان در پارك، خشكسالي و دست اندازي و تعرضهاي سودجويانه متخلفان و كمبود امكانات و نيروي حفاظتي را از ديگر تهديدهاي اين پارك ملي عنوان كرد. خارتوران در حالي محل جوران گلههاي گوسفند، شترهاي سرگردان و جولانگاه شكارچيان شده است كه بيشترين تعداد يوزپلنگ ايراني را در خود جاي داده است.حميد ظهرابي هم اعتقاد دارد كه استاندارد حافظان خارتوران 40 برابر كمتر از معيار جهاني است. به گفته او امنيت زيستگاه خارتوران در سمنان كه توانسته باعث رشد گونههاي حفاظت شده يوز پلنگ آسيايي و تقويت حيات گورخر ايراني شود با كمبود شديد نيروي حفاظتي مواجه است و استاندارد حافظان اين منطقه 40 برابر كمتر از معيارهاي جهاني است.
ظهرابي ميگويد: «ما تنها 100 محيطبان داريم كه كار اجرايي انجام ميدهند در حالي كه از 5/ 9 ميليون هكتار كل مساحت استان هفت ميليون هكتار آن قابليت حفاظتي دارد و داراي پتانسيل مديريت مناطق حفاظتشده است.» براساس استاندارد جهاني در اين منطقه و طبق برآوردهاي صورت گرفته بايد در هر 700 هكتار يك نفر محيطبان مستقر باشد ولي به دليل كمبود نيرو اين افراد به شكل شيفتي كار ميكنند و هماكنون در هر 140 هزار هكتار يك نفر محيط بان داريم و اين مسئله نشان ميدهد كه اين منطقه 40 برابراستاندارد جهاني كمبود نيرو دارد. اين مسئله باعث شد تا فنس كشي منطقه را پيش بكشد اما به گفته كارشناسان آشنا با حوزه محيطزيست فنس كشي گونه حيوان را در حصار قرار ميدهد و همين مسئله هويت اصلي او را ميگيرد و زير سوال ميبرد. با اين وجود. به عقيده مجريان طرح فنس كشي در توران مساحت يك ميليون و هزار و 440 هكتار كوير خارتوران ميتواند عرصه زيستي مناسبي براي گور خر ايراني باشد.اما منتقدان اين طرح حفاظتي سازمان محيطزيست حصار دور اينگونه جانوران وحشي را سبب دست آموز شدن و در واقع خارج شدن آنها از جرگه حيوانات وحشي ارزيابي ميكنند.عليرضا جورابچيان، مدير پروژه بينالمللي حفاظت از يوزپلنگ آسيايي هم ميگويد: «با وجود تلاش محيطبانان و ساير دستاندركاران حفاظت از يوز، شكار غيرمجاز و چراي دام در زيستگاهها، هنوز حيات اين حيوان را تهديد ميكند. به گفته او مساحت كل مناطق چهارگانه تحت حفاظت سازمان محيطزيست را 13و نيم ميليون است كه حدود 3هزار محيط بان حفاظت از اين عرصهها را بر عهده دارند كه از اين وسعت، 6 ميليون و 300 هزار هكتار به زيستگاه يوزپلنگ اختصاص دارد.
با اين همه و با وجود اهميتي كه يوزپلنگ آسيايي دارد فقط 100محيطبان از زيستگاههاي اين حيوان محافظت ميكنند. جورابچيان با اشاره به اينكه ما هيچ تضادي با دام و دامداري نداريم ميگويد: «دامداران بومي محقترين افراد براي بهرهمند شدن از عايدات زيستگاهها هستند. بااين رويكرد، همواره در پي دستيابي به راهكاري بوديم تا بتوانيم با ايجاد تعامل، زمينه همكاري متقابل ميان دامداران بومي و دست اندركاران حفاظت از يوزپلنگ را فراهمسازيم.» بر همين اساس، 2زيستگاه مهم «مياندشت» در خراسان شمالي و«توران» در استان سمنان انتخاب و قرار شد با همكاري سازمان جنگلها و مراتع، بانك كشاورزي و حمايت مسئولان محلي، دامداران سنتي با تغيير شيوه معيشت خود به دامپروري در مناطق مورد نظر بپردازند بدينترتيب يكي از عوامل اصلي تخريب زيستگاهها برطرف ميشود.
زيستگاه مياندشت توانسته تعامل خوبي با دامداران منطقه بهوجود بياورد تا علاوه بر رضايت دامداران محيطزيست منطقه را به حد مطلوبي برساند. برنامههاي چند ساله اين استان كه با همكاري دامداران انجام گرفت به تثبيت خاك و ترميم پوشش گياهي منطقه منجر شده است. جورابچيان ميگويد: «تحقيقات نشان ميدهد دامداري به شيوه سنتي در كشور مقرون به صرفه نيست و تنها افرادي كه عرق دامداري دارند با اين شيوه امرار معاش ميكنند، درحاليكه در اين شيوه دامداري علاوه بر آنكه زيستگاهها تخريب ميشوند، سگهاي گله هم زندگي يوزها را تهديد ميكنند. به گفته وي، راهكار مناسب براي حفاظت از زيستگاهها، تغيير معيشت اين افراد از دامداري سنتي به دامپروري است.»
برهمين اساس و بنا بر يك برنامه مدون، قرار شد ازيك سو، اراضي مناسب براي دامپروري با هماهنگي سازمان جنگلها ومراتع كشور تحت ضوابط خاص در اختيار اين دامداران قرار بگيرد و از سوي ديگر، اين افراد از تسهيلات بانك كشاورزي براي تجهيز و راهاندازي دامپروري در اراضي مورد نظر برخوردار شوند.برنامهاي كه در مياندشت انجام گرفته به موفقيتهاي خوبي دست يافته است و حتي توانسته است علوفه مجاني در زمينهاي باير را براي 100 روز براي دامداران منطقه تهيه كنند.
يوز براي زنده ماندن دشتهاي هموار ميخواهد
جادهها نميكشند نسل كشي ميكنند!
اسماعيل كهرم
تهرانامروز
يوز آسيايي امروز فقط درزيستگاههاي ايران يافت ميشود. يوزي كه روزگاري در كشورهاي زيادي چون افغانستان، پاكستان، عراق، پاكستان، تا شمال آفريقا زندگي ميكرد.
يوزپلنگ قدرت محدودي دارد هرچند كه سريعترين و تيزروترين حيوان است اما زماني كه به سرعت 120 كيلومتر ميرسد بخش زيادي از قدرت خود را از دست ميدهد. نفس كم ميآورد. يوزپلنگ اگر در 500 كيلومتري مسير نتواند صيد خود را شكار كند بايد نيم ساعت استراحت كند تا تجديد قوا كند. بنابراين اين موجود براي زندگي به محيطهاي تخت، هموار و باز نيازدارد. نميتواند در كوهها و تپهها زندگي كند. تپهها و ماهورها به دردش نميخورد. يوز سرعت دارد اما قدرت پلنگ را ندارد. پلنگ احتياج به سرعت ندارد در كوه كمين ميكند و بعد طعمهاش را شكار ميكند اما يوز بايد بتواند بدود. بنابراين بايد در زيستگاههاي چون خارتوران، كالمند، مياندشت، دره انجيل و... به دنبال آن گشت. اين دشتها علوفه دارند و آهو وجيبير را در اين مناطق يافت ميشود. آهو و جيبير طمعه يوز هستند. يوزها خيلي تمايلي به خرگوشها ندارند. آنها ترجيح ميدهند يك آهوي 40كيلويي را شكاركنند تا غذاي يك هفته خود و بچههايشان را تامين كنند اما وقتي شكار آهو وجيبير زياد ميشود. شكار يوزپلنگ هم زياد ميشود همه چيز رو به نيستي ميگذارد. در يك نمايشگاهي در سمنان 13 يوز خشك شده براثر شكار به نمايش گذاشته شده بود. يعني كه زيستگاهها امنيت ندارند. وقتي جاده در زيستگاهها ساخته ميشود موتور سوارها خيلي راحت وارد منطقه ميشوند و آنقدر حيوان زبان بسته را ميدوانند تا از نفس بيفتد و بعد هم خيلي راحت آن را شكار ميكنند ومي برند. يوزپلنگ 500 متر ندويده از نفس ميافتد. ميبينيد شكار يوز چقدر آسان است. البته اين كه ميگويند در برخي از زيستگاه يوز وجود ندارد اشتباه است. چون شما ممكن است در 10 متري يك يوز باشيد اما متوجه وجود او به خاطر استتارش نشده باشيد. بعضي از حيوانات معمولا تعداد خودشان را بيشتر از آنچه هستند نشان مي دهند و بعضي از حيوانات كمتر از تعداد واقعي. يوز از آن دست گونههاي حيواني است كه تعداد خود را كمتر از آنچه هست نشان ميدهد. استتارش در محيط همرنگ با خال و پوشش عالي است. يوزها امروز از طريق عكسهايي كه با دوربين تلهاي گرفته ميشوند شناخته شدهاند. كساني كه با ساخت جاده در دل زيستگاههاي يوز و گونههاي حيواني ديگر موافقت ميكنند نميدانند كه حتي اگر تصادف و كشت وكشتاري در ميان نباشد روي جمعيت آنها تاثير منفي ميگذارد و به مرگ تدريجي گونهها منجر ميشود.
وقتي جاده وسط يك زيستگاه زده ميشود گونههاي حيوان از هم جدا ميشوند ديگر معاشرت نميكنند و جفتگيري نميكنند و اين پديدههاي همخوني بين آنها بهوجود ميآيد و كمكم حيوان خودش، خودش را از بين ميبرند. فاضل معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت از محيطزيست چطور آن روز كه پشت ميز معاونت نشسته بود اين مسئله را مي دانست اما امروز كه معاون ساختمان پرديسان را بهعهده گرفته است نميداند كه جاده چه بلايي سر زيستگاهها ميآورد!