فيلمهاي حاضر در جشنواره پروانه نمايش عمومي ميگيرند
مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سيد عليرضا سجادپور درباره آخرين وضعيت پروانه نمايش فيلمهاي متقاضي حضور در جشنواره فيلم فجر گفت: «سعي شده براي جشنواره فيلم فجر امسال به جاي پروانه موقت، پروانه نمايش عمومي براي فيلمها صادر شود.» وي اظهار كرد: «به طور كلي برنامه اين دوره جشنواره با يك زمانبندي به موقع انجام ميشود و قرار است همه چيز زودتر مشخص شود و به همين خاطر شوراي پروانه نمايش ما به صورت تمام وقت، موازي با هيات انتخاب،آثار را بازبيني ميكنند تا آثاري كه در جشنواره شركت ميكنند حتيالامكان داراي پروانه نمايش نهايي باشند. با توجه به اينكه فرصت لازم را براي صدور پروانه نمايش فيلمهاي جشنواره داريم ترجيح داديم اين كار دو مرحلهاي انجام نشود تا فيلمها هم بتوانند با فراغ بال بهتري براي اكرانشان برنامهريزي كنند و بعد از جشنواره در صف صدور پروانه نمايش نمانند.»
اميدهاي امسال جشنواره جوانها هستند
نگاهي به فيلم اوليها در جشنواره بينالمللي فيلم فجر امسال
پريا صوفي
تهران امروز
در جشنواره فجر امسال از نامهاي بزرگ خبري نيست. فيلمسازان بزرگ و باتجربه سينماي ايران جايشان خالي است. به هر حال طبيعي است كه وقتي سال گذشته بيشتر فيلمسازان باتجربه سينماي ايران چون مسعود كيميايي، داريوش مهرجويي، محمد بزرگنيا، ابراهيم حاتميكيا،كمال تبريزي و خيليهاي ديگر در جشنواره فجر فيلم داشتهاند، امسال ديگر رونق سال گذشته را در ميان اسمهاي مطرح نداشته باشيم. فقط داريوش مهرجويي است كه با «نارنجيپوش»اش اميد اول نامهاي جشنواره امسال محسوب ميشود. پس سيامين جشنواره بينالمللي فيلم فجر يكي ديگر از آن جشنوارههايي است كه بايد در آن دنبال استعدادهاي جديد و جوان گشت. درست مثل همان سالي كه پرويز شهبازي و «نفس عميق»اش كشف شدند يا حميد نعمتالله با «بوتيك» بر سر زبانها افتاد. گاهي البته اين فيلم اوليها جزو آدمهاي مطرح سينما در رشتههاي ديگر هستند كه براي اولينبار در سمت كارگرداني ظاهر ميشوند درست مثل نيكي كريمي كه بعد از سالها فعاليت در عرصه بازيگري،چند سال پيش اولين فيلمش «شب» در جشنواره فيلم فجر اكران شد.(و البته هيچگاه به نمايش عمومي درنيامد!)
امسال در اين جمع پيمان معادي را با «برف روي كاجها» داريم. پيمان معادي با «جدايي نادر از سيمين» اين روزها حسابي بر سر زبانهاست. معادي كه سينما را با فيلمنامهنويسي شروع كرد و از قضا بيشتر فيلمنامههايي هم كه نوشته مانند «آواز قو» فروشهاي خوبي داشتهاند، تازه 2-3 سال است كه با بازي در فيلمهاي اصغر فرهادي براي عامه مردم تبديل به يك چهره آشنا شده است. اولين فيلم پيمان معادي با عوامل كاملا حرفهاي ساخته شده كه البته از او كه سالهاست در سينماي ايران با چهرههاي مهم و تاثيرگذار همكاري كرده، عجيب نيست. به همين دليل هم توانسته براي سرمايهگذاري روي فيلمنامهاش و ساخت اين فيلم با يكي از مهمترين تهيهكنندههاي سينماي ايران، يعني سيد جمال ساداتيان همكاري كند. نقش اول فيلم برعهده مهناز افشار است و ويشكا آسايش، حسن معجوني(بازيگر خوب تئاتر)، شيرين يزدانبخش و صابر ابر ديگر بازيگران فيلم معادي هستند. فيلم داستان زندگي زني است كه در مواجهه با يك اتفاق بزرگ در زندگياش، در دو راهه تصميمگيري قرار ميگيرد: او يا بايد مطابق عرف دست به انتخاب بزند و يا راه دلش را برود. محمد كلاري هم فيلمبرداري اولين فيلم معادي را برعهده دارد كه معمولا در هر فيلمي حضور داشته باشد، تاثير پررنگ و بسزايي دارد.
رضا درميشيان يكي ديگر از فيلم اوليهاي جشنواره امسال است. او سالهاست كه به عنوان دستيار كارگردان، برنامهريز، مدير روابط عمومي و حتي فيلمنامهنويس در سينماي ايران حضور داشته. با كارگرداناني چون داريوش مهرجويي و فريدون جيراني در «سنتوري»، «طهران،تهران» و سه گانه «ستارهها» كار كرده. فيلمبرداري اولين فيلم درميشيان حدود 3ماه طول كشيد و تمام صحنههای آن به مدیریت تورج اصلانی در شهر استانبول ترکیه فيلمبرداري شد. داستان فيلم درباره دو جوان از نسل سوم مهاجرانی است که در خارج از کشور زندگی میکنند. ژاله و حامد تنها چند ساعت برای پرواز فرصت دارند و بايد تصميمات مهمي براي زندگيشان بگيرند. باران کوثری، بابک حمیدیان و مهران احمدی بازيگران نقشهاي اصلي اين فيلم هستند. هنوز كه چيزي مشخص نيست اما خبرها حاكي از آن است كه اصلاحيههايي به فيلم درميشيان وارد كردهاند.
ساخته رضا عطاران هم از فيلمهاي اول كنجكاويبرانگيز امسال است. «رضا هرگز نميخوابد» اولين فيلم عطاران، بازيگران خوب سينماي كمدي ايران، در مقام كارگردان است. نكته جالبش حضور خداداد عزيزي در فيلم است. در اين فيلم كه نام قبلياش «هيچكس فرشته نيست» بود اکبر عبدی، مریلا زارعی، رضا عطاران، ویشکا آسایش و سروش صحت بازي ميكنند. فيلم ماجراي معلمی ساده و درستکار به نام رضاست که به سن میانسالی رسیده و در برقراری ارتباط با زنها دچار مشکل است. با دختری پاستیل فروش آشنا میشود. دختر، برای پیوند کلیه خواهرش با مشکل روبهروست و رضا را ترغیب به کارهایی میکند که باب میلش نیست. هرچند ميگويند اين فيلم بيشتر براي گيشه ساخته شده اما تجربه كارگرداني رضا عطاران در تلويزيون نشان ميدهد كه او حرفهايي براي گفتن دارد كه شنيدنشان خالي از لطف نيست.
حميد امجد براي تئاتريها نام آشناتري است. كارگردان و نويسنده باسابقه تئاتر ايران كه از دوستان نزديك بهرام بيضايي هم هست امسال اولين تجربه سينمايياش، «آزمايشگاه» را جلوي دوربين برده. فيلمي كه مايههاي كمدي دارد و باران كوثري و رامبد جوان در كنار بازيگران تئاتري چون افشين هاشمي و هدايت هاشمي در اين فيلم بازي ميكنند. «آزمايشگاه» داستان يک جوان خجول شهرستانی است که با رتبه اول از دانشگاه فارغالتحصیل شده و برای استخدام به آزمایشگاه یک بیمارستان میآید اما از لحظه اول با روابط و رقابتهای آشکار و پنهان حرفهای و عاطفی مواجه میشود. قطعا ديدن اولين كار سينمايي حميد امجد، خالي از لطف نخواهد بود.
مصطفي شايسته آخرين كارگردان فيلم اولي اين گروه است. چهره شاخص سينما كه پيش از اين در مقام تهيهكننده در تعدادي از مهمترين فيلمهاي سينماي ايران چون «كنعان»، «بيپولي» و «كافه ستاره» ظاهر شده و يكي از شركاي دفتر مهم توليد و پخش هدايت فيلم است. اولين فيلم مصطفي شايسته «من همسرش هستم» نام دارد و طبيعي است كه جمعي از حرفهايترينهاي سينماي ايران در اين فيلم با وي همكاري ميكنند. نيكي كريمي و مصطفي زماني بازيگران نقشهاي اصلي فيلم شايسته هستند. فيلم داستان یک زوج جوان است كه به واسطه یک اتفاق دچار مشکل پیشبینی نشدهای در زندگی خانوادگی خود میشوند.
البته به جز اين اسامي هستند كسان ديگري كه در سينما فعاليت داشتهاند و امسال قرار است با اولين فيلمشان در جشنواره فجر حضور پيدا كنند. وحيد اسلامي، منتقد سينما، فيلم «دزدان خيابان جردن» و سيد جواد هاشمي، بازيگر با فيلم «پيشوني سفيد» به عنوان كارگردان در جشنواره فجر امسال حضور دارند. از طرف ديگر فيلمسازان اول ديگري هم در جشنواره امسال حضور دارند كه با عوامل كاملا حرفهاي و با تجربه سينماي ايران همكاري كردهاند. يكي از اين فيلمها «ميگرن» مانلي شجاعيفرد است كه ميگويند تجربه متفاوت و جذابي است و جزو اميدهاي فيلم اوليهاي جشنواره امسال محسوب ميشود.
تجربه نشان داده كه هميشه در بخش فيلمهاي اول، اثري پيدا ميشود كه تماشاگران را سر ذوق بياورد و فيلمسازش را سر زبانها بيندازد. امسال هم كه اصلا جشنواره فجر متعلق به نامهاي جوان و تازه است و كنجكاويها براي ديدن فيلمهايشان بيشتر. فقط خدا كند كه اين همه شور و اشتياق كه در مورد فيلمسازان جوان وجود دارد، بعد از ديدن فيلمهايشان هم در ما باقي بماند.
پيردوست از اختلافش با «قهوه تلخ» گفت
بازيگر سريال «قهوه تلخ» گفت: من هم، كم در «قهوه تلخ» بازي داشتم و هم به نوعي دل خوشي از آن ندارم.اين بازيگر در گفتوگو با ايسنا، درباره مشكلات اخير «قهوه تلخ»، خاطرنشان كرد: «به هر ترتيب در حال حاضر، «قهوه تلخ» به خنسي خورده و عرضه قسمتهاي جديد با مشكلاتي همراه است.»
پيردوست ادامه داد: «در سري دوم «قهوه تلخ» هنوز اتفاقي نيفتاده است. ولي به طور كلي، كاري كه از همان اول، مسائلي برايش پيش بيايد، بالطبع، عواقب خوبي نخواهد داشت.» وي در توضيح علل نارضايتياش از «قهوه تلخ» عنوان كرد: «گاه آدم با كاري كه انجام داده است، ارتباط خوبي برقرار نميكند.»
بازيگر سريال «قهوه تلخ» با تاييد اينكه مخاطبان زيادي از اين سريال استقبال كردند، تاكيد كرد: «از نظر خود ما اينطور نبود؛ زيرا همه چيز «قهوه تلخ» براي ما مشكلاتي داشت. وقتي كه شما احساس كنيد كه يك كار، چه از نظر نقشي و چه از نظر مالي يا هر چيز ديگر نتواند شما را راضي كند، ناخودآگاه اذيت ميشويد.» پيردوست درباره كارهاي جديد كه از تلويزيون آماده پخش دارد، گفت: ««ماجراهاي جنگل» مربوط به گروه كودك است كه قرار است به صورت آيتمهاي قسمت، قسمت از شبكه دو پخش شود. يك سريال دو قسمتي هم دارم كه قرار است اگر موفق شد، به صورت ۲۰۰ قسمت ۱۰ تا ۱۵ دقيقهاي روي آنتن برود. اين مجموعه، در هر شبكه به صورت ميان برنامههاي كوتاه پخش ميشود و آيتمهاي آن به صورت آموزشي هستند.»
معرفي مستندهای بلند جشنواره فیلم فجر
عناوین فیلم های بخش جستجوی حقیقت جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام شد. به گزارش روابط عمومی سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر هیاتی متشکل از حسین خورشیدی، رضا درستکار، محمدعلی فارسی، محمد صدری و وحید موسائیان پس از ارزیابی و بررسی آثار مستند بلند رسیده به دبیرخانه جشنواره 20 فیلم مستند را برای حضور در بخش مسابقه معرفی کردند.برپایه این خبر، عناوین فیلم های مستند منتخب جشنواره به این ترتیب است: «بانوی مبارز» به کارگردانی: پناه برخدا رضایی، «دوبلور ساکت » به کارگردانی: شاهرخ بحرالعلومی، «کرمان چهارسوق تجاری» به کارگردانی: حسن بابایی، «بهترین مجسمه دنیا» به کارگردانی: حبیب احمد زاده، «مهرجویی کارنامه چهل ساله» به کارگردانی: مانی حقیقی، «میراث آلبرتا» به کارگردانی: حسین شمقدری،« 1559» به کارگردانی: محمد رضا ابوالحسنی، «زندگی در قلب دنا» به کارگردانی: فرشاد افشین پور، «خلیج فارس» به کارگردانی: ارد عطارپور، «کریم» به کارگردانی: محسن برمهانی، « نویسنده بودن» به کارگردانی: مصطفی آل احمد، «آینههای غبار گرفته» به کارگردانی: رهبر قنبری، «شیخ شوخ کاشی» به کارگردانی: صادق داوری فر« درجستجوی پلنگ ایرانی» به کارگردانی: فتح الله امیری، «کهریزک چهارنگاه» به کارگردانی: رخشان بنی اعتماد، پیروز کلانتری، محسن امیریوسفی، بهمن کیارستمی، «ستاره ها» به کارگردانی: بابک کلانتری، پیمان نهان قدرتی، مرتضی علی عباس میرزایی، فرهاد ورهرام، محمدحسین جبلی جوان و عباس امینی، «دیلمان بهشت نیاکان» به کارگردانی: فرهاد مهران فر، «شگفتیهای غار کتله خور» به کارگردانی: حسن دهقانی کمارجی، «وقتی ابرها پایین می آیند» به کارگردانی: معین کریم الدینی، « البرز» به کارگردانی: منوچهر طیاب
تله فيلم شهبازي در راه جشنواره فجر
ساخت تله فیلم «پايیز در ایوان خانه نشسته است» به کارگردانی اکبر شهبازی و به تهیه کنندگی آناهیتا کبیرکوه در ارتفاعات اطراف شهرستان گالیکش در استان گلستان به پایان رسید. این تله فیلم به نویسندگی اکبر شهبازی نخستین تجربه کارگردانی فیلم بلند این کارگردان جوان به شمار میرود که در شرایط بسیار سخت محیطی به مدت 42 روز تصویربرداری شد. مجری طرح این فیلم شرکت زروان فیلم میباشد.
تله فیلم «پايیز در ایوان خانه نشسته است» روایتگر داستان مردی در روستایی دورافتاده است که علاقه مند به شکار پرندگان و نگهداری آنهاست. او دختر معلولی دارد که به عقیده بسیاری از اهالی روستا علت اصلی معلولیت دختر این مرد که نامش مراد است زندانی کردن پرندگان توسط اوست. مراد برای بهبود بخشیدن به زندگی خود و پایان دادن به این صحبتها تصمیم میگیرد که همه پرندگان را رها کند ... آناهیتا کبیرکوه تهیه کننده این فیلم با اشاره به تدوین همزمان این فیلم در لوکیشن تصویربرداری آن، اظهار امیدواری کرد که این فیلم به جشنواره فجر این دوره برسد و تا آن زمان تدوین و صداگذاری فیلم بدون مشکل انجام شود. بازیگران این فیلم همگی بومی هستند.
موقعیتهای سادیسمی
حسین گودرزی
تهران امروز
بحث موقعیت و موقعیت پردازی در فیلمنامه نویسی بحث بسیار مهمی است. حال چه فیلمنامه نویسی سریال یا تله فیلم باشد و یا فیلم کوتاه و بلند. البته در بسیاری از آثار سینمایی این بنیان اساسی از میان برداشته و تماما فضاسازی و یا شخصیت محوری محض حاکم میشود. اما آن دسته آثاری که بدنه اصلی سینما و تلویزیون را تشکیل میدهند معمولا نسبت به موقعیت دراماتیک اصلیشان رشد و شاخ و برگ پیدا میکنند. حتی ایده اولیهشان نیز ایده یک موقعیت است تا یک خط داستانی. اما این موقعیتها گاهی میتوانند کارکردی تماما ضد فرهنگی داشته باشند و از اساس متناقض با ماهیت و هدف فرهنگی هنریشان شوند و این زمانی اتفاق میافتد که خالقان اصلی یک اثر، موقعیت مرکزی اثرشان را با توجه به کمبودهای فرهنگی و نقصهای بومی بنا کنند. خب در این صورت اتفاقا تناقضی با آن جنبه سرگرمی هم به وجود نمیآید.
مردم سرگرم میشوند و طبیعی است که اگر بخواهیم موفقیت آن اثر را با توجه به هدف سرگرم کنندهاش بسنجیم باید نمره خوبی هم به آن بدهیم. اما نکته اینجاست که آیا سرگرمی و سرگرمی سازی اصلا مفهومی به نام کیفیت و وجدان را میشناسد یا نه؟
به گمانم ذکر چند مثال از سینمای جهان و مقایسهشان با سینما و تلویزیون خودمان نشان میدهد که اتفاقا سردمداران سرگرمیسازی به تولید معنا و وجدان کاری بیشتر معتقدند تا ما:
آلبرت (با بازی کالین فرث) طی مرگ پدر و نیز تصمیمی که برادرش برای زندگی شخصیاش میگیرد به مقام پادشاهی بریتانیا نائل میشود. از طرفی جنگ جهانی نیز هر روز دامنهاش گستردهتر میشود و بریتانیا رسما با آلمان وارد جنگ میشود. حال پادشاه جدید باید طی یک سخنرانی رادیویی مردم کشورش را به اتحاد و همبستگی دعوت کند. سخنرانی بسیار حائز اهمیت است اما در این میان مشکلی وجود دارد. آلبرت لکنت زبان دارد و سخنور خوبی نیست ( سخنرانی پادشاه ).
زن و شوهری جوان چند روزی است که به پاریس آمدهاند. زن خیلی از مرد زندگیاش که یک نویسنده است راضی نیست و سرکوفت دیگران را به او میزند. مرد حین شبگردیهایش سوار اتومبیلی قدیمی میشود و به دهه 20 میلادی برده میشود و با نویسندههای بزرگ معاصر روبهرو میشود. مرد میان ماندن در این نوستالژی و بازگشت به زمان حال به چالش کشیده میشود ( نیمه شب در پاریس ).
فیل کانرز هواشناسی بد اخلاق است که باید روز دوم فوریه برای تهیه گزارش مراسم آن روز به شهری کوچک برود . در این مراسم عده زیادی منتظر می مانند تا موش خرمایی به نام فیل از لانه اش بیرون بیاید و اعلام کند که آیا زمستان تمام می شود یا خیر. این هواشناس و دستیارش به دلیل کولاک نمیتوانند از شهر خارج شوند و شب را در آن شهر میمانند. اما وقتی فیل کانرز صبح از خواب برمیخیزد در کمال ناباوری متوجه میشود که باز هم همان روز دوم فوریه است ( روز گراندهاگ ).
تام پوپر ( با بازی جیم کری) کارمندی ساده است که ارثیهای عجیب به او میرسد. شش پنگوئن. حالا این شش پنگوئن زندگی آقای پوپر را به گونهای بههم میریزند که حتی مجبور به تغییر محل زندگیاش به یک مکان سردسیر میشود. اما این ابتدای ماجراست... ( پنگوئنهای آقای پوپر).
دختری از نامزدش که پسر عمویش نیز هست باردار شده و از دید خودشان آبروی هر دو خانواده در خطر است. فرزندی که در شکم دارد احتمالا یا مرده به دنیا بیاید و یا ناقص. مادر پسر هم به شدت پیگیر جدایی این دو است تا به آرزوی همیشگیاش که خوشبختی تنها پسرش و نوه دار شدنش است برسد. حال این زوج در این موقعیت گرفتارند ( سریال جراحت ).
پسری ثروتمند با دختری طغیانگر ازدواج میکند اما بدون اجازه پدرش. پدر دشمنی با پسر را آغاز میکند و همه وقت و انرژیاش را برای زمین زدن او میگذارد. این زوج در این موقعیت واکنشهای متناقضی را بروز میدهند و در این مرداب برای تماشاگر دست و پا میزنند و هر شب او را پای سریال مینشانند ( سریال نرگس ).
پسری ثروتمند عاشق دختر جوانی میشود اما پسر مشکل قلبی دارد و احتمال مرگش وجود دارد. دختر نیز یک بار پیش از این ازدواج کرده و طلاق گرفته است. خانواده دختر با قلب پسر مشکل دارند و خانواده پسر با ازدواج قبلی دختر. موقعیتی که این زوج در آن گرفتارند این است. اما هر دو مشکل حل میشود. موقعیت دوم این است. پسر هم در گذشته یک ازدواج ناموفق داشته و بدون آنکه خبر داشته باشد دختری خردسال دارد. آن دختر نیز البته در یک موقعیت گرفتار است. وقتی چند روز از تولدش گذشته بود مادرش در یکی از کشورهای عربی به زندان میافتد و او را به برادرش میسپرد.اکنون به دایی و زن داییاش به چشم پدر و مادر نگاه میکند و نمیداند که پدر و مادر واقعیاش نیستند. حال مادر از زندان آزاد شده و قصد پس گرفتن دخترش را دارد. اما دختر به خانواده جدیدش دلبسته شده و خانوادهاش نیز همینطور. ( شیدایی )
پسری جوان و خوش چهره که زندگی ساده و عاشقانهای را با همسرش دارد وارد دنیای مد و لباس میشود و خیلی زود تبدیل به یک مانکن موفق میشود. غرور و دنیا پرستی او را به بیراهه میکشاند و پس از مدت کوتاهی زیبایی صورتش از بین میرود و به بیماری سخت پوستی دچار میشود ( غیر منتظره )
دو دوست بسیار صمیمی و قدیمی دختر و پسرشان را به عقد هم درآوردهاند و چند روزی تا عروسی باقی مانده است. اما یک درگیری کوچک بین این دو دوست باعث مرگ یکیشان میشود. حال همسر مرد مرحوم و پسر بزرگ خانوادهاش که داماد مقتول هم هست به شدت پیگیر گرفتن حکم قصاص و اعدام پدر زن و دوست صمیمی پدرش است ( زیر تیغ )
و به همین راحتی تمام آثاری که میخواهند نصیحت کنند و شعار بدهند به یک عنصر ضد فرهنگی و انسانی تبدیل میشوند و کاری جز القای حس ناامنی و ترس و استرس و افسردگی به مخاطب انجام نمیدهند. گویا سهم ما از تمام ایسمهای تئوریزه شده قرن بیستم فقط سادیسم است و مازوخیسم.
اندک آثارمان هم که دارای موقعیتهای بکر و خوبی بودهاند نیز در ادامه آن موقعیت را به هدر داده و هیچ استفاده درستی از آن نکردهاند. نمونه دم دستیاش فیلم «سیزده59 » سامان سالور است که یک موقعیت بسیار دراماتیک و سینمایی را در کمال ناباوری و به شکلی کاملا دم دستی و سطحی به هدر داد.