آمريكا و كانادا مخالفان را به تظاهرات تشويق ميكنند
گروه بينالملل: در پي ناآراميهاي اخير در ونزوئلا رئيسجمهور اين كشور ايالات متحده و كانادا را متهم به دخالت و تقويت اين رخدادها كرد. به گزارش مهر به نقل از ريانووستي، هوگو چاوز گفت كه آمريكا و كانادا تظاهرات مخالفان را در راستاي بيثبات كردن اوضاع در اين كشور آمريكاي لاتين ترغيب و تشويق ميكنند.موجي از تظاهرات دانشجويان عليه سياستهاي اقتصادي و اجتماعي چاوز اخيرا سراسر اين كشور را فرا گرفته و پليس براي متفرق كردن و پايان دادن به اين تظاهرات دخالت كرده است.رئيسجمهوري ونزوئلا ميگويد:آمريكا و متحدانش نظير دولت فوقالعاده محافظهكار كانادا در حال حمله به ونزوئلا هستند تا بتوانند به خشونت و بيثبات كردن اين كشور اقدام كنند.وي همچنين توماس شانن سفير جديد ايالات متحده در برزيل را به سبب انتقادهايش از ونزوئلا مورد انتقاد قرار داد.
6 شرط دولت يمن براي حوثيها
مشاور رئيسجمهور يمن: حوثيها سند آتشبس را امضا كنند، جنگ متوقف ميشود
گروه بينالملل: جدال ميان شيعيان حوثي و دولت يمن بر سر آتشبس ادامه دارد.
به گزارش ايسنا عبدالكريم الارياني، مشاور سياسي رئيسجمهور يمن اظهار داشت: دولت يمن از طريق يك ميانجي، سندي را درخصوص آتشبس با يك جدول زماني مشخص به شيعيان حوثي ارائه كرده كه در صورت موافقت عبدالمالك الحوثي، رهبر حوثيها با اين سند و امضاي آن، جنگ متوقف خواهد شد.
به گزارش روزنامه الشرق الاوسط، وي در يك كنفرانس خبري در صنعا تاكيد كرد: اين سند توسط كميته امنيت عالي يمن تنظيم شده و دربرگيرنده يك جدول زماني براي اجراي شششرط تعيين شده براي حوثيها به منظور توقف جنگ است. وي افزود: ما اين جدول زماني را از طريق يك ميانجي به حوثيها ابلاغ كرديم و چنانچه آنها اين سند را به امضا برسانند، جنگ فورا متوقف خواهد شد.
اين مقام مسئول يمني به جدول زماني تعيين شده در اين سند اشارهاي نكرد و افزود: پنج كميته از پارلمان و مجلس شورا تشكيل شده كه عبارتند از كميته سفيان، كميته صعده، كميته الملاحيظ، كميته نوار مرزي با عربستان و كميتهاي كه مسئول تحويل گرفتن اسلحه و مواضع از حوثيها ست.
وي گفت:طرف سعودي و حوثيها نيز در اين كميتهها نماينده خواهند داشت.
اين در حالي است كه كميتههاي مذكور، نظارت بر روند اجراي شش شرط تعيين شده از سوي دولت يمن را براي آتشبس برعهده خواهند داشت.
رهبر حوثيها موافقت خود را با پنج شرط از شرطهاي تعيين شده براي پايان دادن به جنگ پذيرفته اما صنعا تعهد شبهنظاميان حوثي براي عدمحمله به عربستان را بهعنوان شرط ششم خواستار شده و بر ضرورت آزادي زندانيان تاكيد كرده است.
شش شرط تعيين شده از سوي دولت يمن عبارتند از:
1 - پايبندي به آتشبس، بازگشايي راهها، از بين بردن بمبهاي جادهاي و مينها
2 - خروج شبهنظاميان حوثي از مناطق كوهستاني، پايان دادن به حضور اين شبهنظاميان در مواضعشان، عقبنشيني از ناحيههاي مختلف در شمال و عدم دخالت در امور دولت محلي
3 - بازگرداندن تجهيزات نظامي و غيرنظامي
4 - آزادي تمامي زندانيان نظامي و غيرنظامي
5 - پايبندي به قانون اساسي و نظم
6 - تعهد نسبت به عدم حملات به خاك عربستان.
از سوي ديگر، يك سايت اينترنتي وابسته به وزارت دفاع يمن نيز اعلام كرد كه ارتش يمن همچنان به حملات خود در استان صعده، الملاحيظ و سفيان در شمال يمن ادامه ميدهد. بر اساس اين گزارش، نيروهاي امنيتي يمن شش شبهنظامي حوثي را در منطقه المقش و العقاب در جنوب صعده كشتند.
«انقلاب» سارا پيلن عليه اوباما
معاون سابق جان مككين در مراسم تاريخي «جشن چاي» : انقلابي ديگر در ايالات متحده در راه است
بهاء الدين زارعي
تهرانامروز
هرچه از روزهاي نخستين سال جديد ميلادي فراتر ميرويم گستره فشارهاي جمهوريخواهان بر باراك اوباماي دموكرات و آمادگي آنها براي حضور قويتر در انتخابات رياست جمهوري 2012 بيشتر و بيشتر ميشود، به گونهاي كه تحليلگران در نوشتههاي خود، از امسال به عنوان سال «مرگ و زندگي سياسي» اوباما ياد كردهاند.
سارا پيلن معاون مك كين در رقابت انتخاباتي 2008 كه اكنون چند زماني است در زمره چهرههاي مطرح و
نامور جمهوريخواهان قرار گرفته در سخنراني خود در مراسم «جشن چاي» در جمع هممسلكان خود شديدا اوباما و سياستهايش را به باد انتقاد گرفته و اوضاع كنوني ايالات متحده را به گونهاي برشمرد كه بايد فكري به حال آن كرد و در غير اين صورت «انقلابي ديگر در ايالات متحده در راه است.» هرچند تحليلگران موضعگيريهاي پيلن را دورخيز وي براي حضور مجدد در انتخابات آينده رياستجمهوري آمريکا ميدانند.
به گزارش آسوشيتدپرس، پيلن در سخنراني هرچند كوتاه ولي هيجانانگيز خود باراك اوباما و دموكراتها را به باد انتقاد گرفت و گفت: «اوباما يك سال و نيم پيش با وعده و وعيدهاي تغيير پا به كاخ سفيد گذاشت، اما چه اميدي، چه تغييري؟!» وي در ادامه انتقاد خود به لايحه بودجه سال مالي ۲۰۱۱ کاخ سفيد اشاره داشت و آن را غيراخلاقي دانست كه تنها منجر به افزايش بدهي ملي آمريکا ميشود.
پيلن كه روز شنبه در نخستين گردهمايي ملي گروهي از محافظهکاران در شهر نشويل ايالت تنسي حضور يافته بود، در تاييد ادعاي خود به سياستهاي اقتصادي دولت اوباما و تلاش او براي اصلاح نظام بيمههاي درماني آمريکا اشاره كرد و افزود: «خيلي راحت ميتوان به علت افسوس خوردن مردم آمريکا
پي برد، زيرا عملکرد سياستمداران در واشنگتن باعث شده اعتبار سياستمداران نزد مردمي که بايد به آنها خدمت شود، از بين برود.» هنگامي كه فرماندار پيشين ايالت آلاسكا هشدار داد «آمريکا در حال غرق شدن در بدهي است و وضع کشور براي خيلي از افراد غيرقابل تحمل شده است» با تشويق و تاييد حاضران هيجانزده روبهرو شد. پيلن همچنين در مقابل به دفاع از حكومت محدود، طرفداري قوي از قانون اساسي و «حق خداداي» آزادي پرداخت و ادامه داد: «آينده سياست ايالات متحده از آن جنبشي «پويا، جوان و سرزنده» خواهد بود چراكه اين جنبش فراخوان همگاني براي اقدام از رهبران دو حزب است تا نحوه عملكرد خود را تغيير دهند.» او در توضيح بيشتر طرح خود آن را جنبشي بدون رهبر معرفي كرد و نسبت به اينكه هركس بخواهد آن را به نفع خود تعريف كند نيز هشدار داد.
معاون جان مك كين،نامزد جمهوريخواه انتخاباترياستجمهوري 2008 همچنين به شكست دموكراتها در انتخابات فرمانداري در نيوجرسي و ويرجينيا و مهمتر از آن در انتخابات مياندورهاي سنا در ايالت ماساچوست در ماه گذشته اشاره كرد و به آنها گفت: «هنگامي كه در اين سه پيكار طعم شكست را چشيديد، بهتر اين است كه دست از سخنپردازي برداشته و دست به كار شويد.» حضار در جلسه از سخنان «بانوي» نخست جمهوريخواهان كه بسيار هيجاني شده بود و هنگامي كه يكي از آنها او را با عنوان «پيلن رئيسجمهور» خطاب كرد، همگي ايستاده و با تشويق ميگفتند «بجنب، سارا، بجنب!» سياست خارجي اوباما حوزه ديگري بود كه پيلن به انتقاد از آن پرداخت و رئيسجمهور را فردي خواند كه انديشهاي گمراه و پيش از يازده سپتامبري دارد. گفتني است پيلن براي سخنراني در اين نشست مبلغ ۱۰۰ هزار دلار دريافت كرده و به گفته خودش اين مبلغ را براي تقويت فعاليتهاي مردمي محافظهکاران هزينه خواهد کرد.
تام تنکريدو، نماينده جمهوريخواه سابق مجلس نمايندگان ايالات متحده، ديگر سخنران اين نشست درونحزبي جمهوريخواهان در روز جمعه بود. تنکريدو در سخنان خود علت پيروزي باراک اوباما را بيسوادي سياسي رايدهندگان به او دانست. به گزارش بيبيسي، وي در اين باره ادعا كرد كه اگر از راي دهندگان پيش از راي دادن، امتحان درس علوم اجتماعي گرفته ميشد، آقاي اوباما هيچ گاه به کاخ سفيد راه پيدا نميکرد. اين فعال جمهوريخواه در ادامه افزود: «افرادي که قادر به نوشتن صحيح کلمه راي نيستند و حتي نميتوانند آن را به انگليسي و به درستي تلفظ کنند يک ايدئولوژيست متعهد به سوسياليست را روانه کاخ سفيد کردند.»
جشن چاي
«جشن چاي» نامي است كه از جنبش اعتراضي مردم مستعمرهنشينهاي آمريکاي شمالي در اعتراض به وضع مالياتهاي سنگين از سوي بريتانيا در سال ۱۷۷۳ گرفته شده است. اكنون اين جشنها عليه سياستهاي باراک اوباما و در اعتراض به سياستهاي مالي و بهداشتي او پا گرفته و دهها هزار نفر از مخالفان او در سپتامبر ۲۰۰۹ با راهپيمايي در برابر ساختمان کنگره مخالفت خود را با اصلاح نظام بيمههاي درماني به نمايش گذاشتند.
به گزارش روزنامه كريستين ساينس مانيتور، بسياري از كارشناسان جشن چاي را نقطه عطفي بالقوه براي ارزيابي صورتبندي سياسي در ايالات متحده ميدانند. هوارد كورتز در گزارشي در واشنگتن پست با اشاره به دو جنگ ايالات متحده در افغانستان و عراق،تداوم حملات تروريستي، كسري هنگفت بودجه فدرال و چالشهاي برنامه طرح خدمات بهداشتي معتقد است كه ناكارآمدي در كشور فراوان است و جشن چاي ميتواند روند پويايي از فعاليت سياسي را نشان دهد.
همچنين بر اساس نظرسنجيهاي NBC و وال استريت ژورنال، جشن چاي از هر نشست دموكراتها و جمهوريخواهان مهمتر است و حتي چهره خود پيلن نيز در اين نظرسنجيها دوست داشتنيتر از اوباماست.
درواقع به باور كريستين ساينس مانيتور، نشست نشويل به اين منظور برگزار نشده است تا چارچوب يك حزب سياسي جديد را شكل دهد و آرمانهاي محافظهكارانهاي را چون ماليات كم به نمايش گذارد، بيشتر به اين منظور برگزار شده است تا امسال با اتحادي بيشتر در مقابل اوباما، نانسي پلوسي و هري ريد صفآرايي كنند. آلن آبراموويچ استاد علوم سياسي دانشگاه در آتلانتا درباره خيزش جمهوريخواهان در جشن چاي معتقد است آنها با اعتقاد به دولت كوچك و محدوديت مداخله دولت در امور اقتصادي و آزادي فعاليتهاي اقتصادي ميتوانند روند امور را تغيير دهند.
وي در عين حال ميافزايد: رهبران اين حزب در صورتي كه در دام باورهايشان بيفتند و به شدت محافظهكار شوند با آيندهاي متفاوت روبهرو ميشوند. آبراموويچ همچنين ميافزايد: در صورتي كه جمهوريخواهان در انتخابات 2010 به خوبي رفتار كنند، كاملا امكانپذير است كه 20 الي 30 كرسي مجلس نمايندگان را از آن خود كنند. اما آنها همزمان ميتوانند پيام اشتباهي را از آن دريافت كنند. در صورتي كه اوضاع اقتصادي به طور معقولانهاي بهتر شود و محبوبيت اوباما نيز همچنان پابرجا بماند در سال 2012 اين استراتژي كاملا خطرناك بوده و ميتواند بار ديگر آنها را با شكست روبهرو كند.
اكنون حضور پيلن در جشن چاي به او فرصت گرانبهايي داده تا بتواند از آن بهره برده و با انتقاد از سياستهاي دموكراتها، پيكار خود براي پيروزي در رقابتهاي آينده را آغاز كند. به باور آبراموويچ اين جلسه «كاملا براي پيلن و ساخته شده براي او» است.
پايان سخن آنكه روزهاي خوش اوباما به پايان خود رسيده است. شكست در انتخابات فرمانداريها در نيوجرسي و ويرجينيا و همچنين انتخابات مياندورهاي سنا در ايالت دموكراتنشين ماساچوست و البته برنامه خدمات بهداشتي به مثابه مهرههاي دومينويي هستند كه اكنون جمهوريخواهان كليد آن را براي شكست دموكراتها در انتخابات 2010 و انتخابات 2012 زدهاند.
جزئيات جديد از نامه سيد محمد خاتمي
در ادامه حرف و حديثها و تحليلهاي مختلف درباره نامه سيدمحمد خاتمي به رهبر معظم انقلاب، محمدرضا خاتمي برادر وي توضيحاتي را به هفتهنامه «ايراندخت» داده است. اين در حالي است كه ارگان حزب موتلفه اسلامي همزمان با گفتوگوي خاتمي، نامه رئيسجمهور اسبق كشور را در راستاي تقسيم كار موجود بين سران معترض به نتيجه انتخابات دانسته است. هفتهنامه شما در سرمقاله شماره جديد خود با عنوان «تقسيم نقش» نوشته: «... خاتمي در اين ميان سعي ميكند گليم اصلاحات را از اين گرداب بيرون بكشد و موسوي نيز ميخواهد تنور آشوبهاي خياباني را براي اعمال فشار به نظام گرم نگه دارد. كروبي هم عملا در اين ميان هروله ميكند و عهدهدار فعاليتهايي شده است كه تاريخ مصرف او را بسيار كوتاه نشان ميدهد. در بيان ديگر، خاتمي اهداف بلندمدتي چون حفظ اصلاحات و زمينهسازي براي حضور در داخل نظام، ميرحسين موسوي اهداف ميانهاي چون نگهداشتن اعتراضات و آشوبها و كروبي نيز اهداف كوتاهمدتي چون ادعاهاي دروغ و كذب را برعهده گرفته است. محور و هدف مشترك اين سه نفر براي چنين فعاليتهايي حفظ امكان بازگشت به قدرت براي موجود مردهاي به نام اصلاحات است...» در پاسخ به چنين ادعايي، دبيركل سابق جبهه مشاركت و برادر سيد محمد خاتمي گفته است: اخيرا جرياني شكل گرفته كه اينگونه تلقي ميكند، گويي عدهاي در درون جريان اصلاحات با هماهنگي با نيروهاي طيف مقابل براي منافع شخصي خويش به دنبال راهكارهايي هستند تا اينكه در عرصه قدرت بمانند و به منافع شخصي و گروهي آنان خدشهاي وارد نشود و با چنين تفكري اين حركت را فداي اين حالت ميكنند... آقاي خاتمي به من گفتند كه چندين ماه پيش شايد در تابستان امسال نامهاي را نوشتهاند كه ديدگاههاي مختلفي را به صورت روشن اعلام كردند و از محتواي اين نامه كسي جز ايشان و مقام معظم رهبري خبر ندارد... ايشان در اين نامه به تحليل اوضاع پرداخته و روند اوضاع را توضيح داده و راهكارهايي را كه به نظرشان رسيده مطرح كردهاند كه البته شايد همان روند اوضاع هم صدق اين تحليلها را مشخص كرده است. آقايان خاتمي، كروبي و موسوي و ديگران بر اين باورند كه اكنون مسائلي در كشور روي داده كه بايد به رسميت شناخته شود و خروج از اين بحران هم راهكارهايي دارد كه در قانون اساسي پيشبيني شده است... نگارش نامه براي آن بوده كه نشان داده شود جريان سبز براي خروج كشور از بحران حسننيت دارد و در عين حال در اين نامه بر اصول و پايههاي فكري و ديدگاههاي عملي كه دارند تاكيد شده است و راهكارهايي براي خروج از بحران مطرح شده كه شايد لزومي نداشته كه اين نامه سرگشاده باشد...
گمانههايي درخصوص سفر مشايي به سوئيس
خبرآنلاين در گزارشي كنجكاويهاي دو روزنامه اروپايي درباره سفر اخير اسفنديار رحيم مشايي به سوئيس را برجسته كرده و به نقل از آنها نوشته« منظور واقعي سفر اخير مشايي به سوئيس، درخواست ميانجيگري بين ايران و آمريكا بود؟» روزنامه «تريبون دوژنو» در يادداشتي تحت عنوان «پشت سفر عجيب و غريب مشايي چه چيزي پنهان است؟» در اينباره مينويسد: آيا واقعا هدف مشايي تبليغ براي صنعت توريسم ايران بود؟ و در نهايت اين پاسخ را عنوان ميكند: باور اينكه در شرايط كنوني دلمشغولي و اولويت مهم ايرانيها توريسم باشد، به دور از ذهن است. بدون شك سفر اسفنديار رحيم مشايي براي متقاعد كردن سرمايهداران و تجار به منظور سرمايهگذاري در كيش نبوده است. اهداف چنين سفري بيش از همه تداعيكننده مذاكرات پنهاني است كه روند آن از چندين ماه قبل آغاز شده بود. اما به گفته مقامات رسمي، سوئيس هنوز درخصوص نقش ميانجيگري خود در گفتوگوهاي ايران و آمريكا ترديد داشته و نميداند كه چگونه تسهيلات آن را فراهم كند. اين روزنامه سوئيسي در ادامه اين سوال را مطرح ميكند: سوال اصلي اينجاست كه مشايي حامل چه پيامي از سوي رهبران ايران است. آيا ايران قرار است با هياتي آمريكايي در ژنو ديدار و گفتوگو داشته باشد؟
روزنامه فيگارو چاپ پاريس نيز در تحليلي سفر مشايي به ژنو را غيرعادي ميداند. اين روزنامه راستگرا در تحليلي مينويسد: اهداف سفر مشايي مشخص نيست، اما بدونشك او براي تعريف و تمجيد از پيست اسكي، مهماننوازي ايرانيها، تنوع آب و هوايي و پلو و خورش ايراني به سوئيس نيامده است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران و تسخير لانه جاسوسي آمريكا در ايران، سوئيس نقش حافظ منافع آمريكا درايران را داشته است. بنابراين موضوعي كه در حال حاضر از اهميت زيادي برخوردار ميباشد، آن است كه آيا مشايي در حاشيه سفر خود، ديدار محرمانهاي داشته يا خير؟
ادامه واكنشها به مواضع هستهاي دولت
در ميان سوژههاي متفاوتي مثل سخنان احمديمقدم فرمانده نيروي انتظامي، نامه علي مطهري به ميرحسين موسوي و افتتاح خط توليد موشك، اظهارات علي لاريجاني رئيس مجلس و مواضع هستهاي دولت كه از زبان وزير امور خارجه بيان شده، بازتاب بيشتري در مطبوعات داشته است. چند روز پس از آنكه رئيسجمهور در يك گفتوگوي تلويزيوني از بلااشكال بودن تبادل سوخت با غربيها و تحويل اورانيوم ايران به آنها خبر داد و با واكنش و البته استقبال كشورها و رسانههاي خارجي روبهرو شد، منوچهر متكي وزير خارجه دولت هم در حاشيه كنفرانس امنيتي مونيخ، مواضع رئيسجمهور را تكرار كرد و از آمادگي ايران براي تبادل سوخت خبر داد و گفت: اراده سياسي لازم براي تبادل سوخت و رسيدن به تفاهم در اين زمينه وجود دارد. متكي در حالي روز شنبه چنين مواضعي را در مونيخ آلمان بر زبان آورد كه رئيس مجلس درتهران نظري برخلاف اين موضوع داشت. او خطاب به طرفهاي غربي گفت: ... چرا سخن از تحريم ايران ميكنيد؟ شما در واقع دنبال نوعي كلاهبرداري سياسي هستيد. شما ميخواهيد با تئوريسازي مواد غنيشده ايران را بگيريد. اگر شما به چنين چيزي تمايل داريد و ما نيازمند آن هستيم، بهتر است مواد مورد نيازمان را خريداري كنيم. شما نگران مواد غنيشده ايران نباشيد.
اين اظهارات متفاوت درخصوص تبادل سوخت تيتر يك اكثر روزنامههاي كشور بود. بعد از آنكه روز شنبه روزنامههاي كيهان و جمهوري اسلامي به سخنان رئيسجمهور انتقاد كردند، روزنامه رسالت هم در يادداشتي، نوشته است: «... طي سالهاي اخير هيچگاه ميان سه حوزه «مطالبه هستهاي ملت ايران»، «سياست خارجي تهاجمي دولت»و «ابزارهاي چانهزني با غرب» تداخلي وجود نداشته است. از اين حيث بهكارگيري هرگونه استراتژي، گفتار و حتي ادبياتي كه مرز بين اين سه حوزه را مخدوش نمايد به طور طبيعي واكنش ملت و دلسوزان انقلاب را برميانگيزد. اگرچه در اين ميان «اراده ملي» مولفهاي ثابت محسوب ميشود و ملت ما هيچگاه در برابر خواستهها و مواضع هستهاي خود كوتاه نميآيد اما دولت به عنوان سكاندار قوه مجريه بايد نهايت دقت و ظرافت ممكن را درخصوص دومولفه ديگر،يعني «تداوم سياست خارجي تهاجمي» و «استفاده از ابزارهاي مناسب در چانهزني با 1+5» بهكار گيرد. تبيين مرز «استراتژي» و «تاكتيك» نيز اساسا در سايه رعايت توازن ميان مولفههاي
فوق الذكر صورت ميگيرد. بر اين اساس دولت به عنوان مجري خواست مردم تنها در حوزه تاكتيكي قدرت بازي دارد و استقلالراي شخصي رئيسجمهور در حوزه استراتژيهاي مورد پذيرش نظام و دولت عملا محلي از اعراب ندارد...» روزنامه اصلاحطلب مردمسالاري هم در صدر اخبار خود به همين مواضع متفاوت دولت و مجلس اشاره كرده و با اشاره به اعلام آمادگي متكي براي تبادل سوخت به نقل از لاريجاني تيترزده «ميخواهند با كلاهبرداري سياسي مواد غني سازي شده ايران را بگيرند». روزنامه آفتاب يزد هم هشدار لاريجاني نسبت به كلاهبرداري سياسي غرب را تيتر يك خود كرده است. روزنامه بهار هم به نقل از متكي از پذيرش پيشنهاد آژانس براي تبادل سوخت خبر داده و در زيرتيتر صفحه يك خود به نقل از لاريجاني نوشته «غرب به دنبال كلاهبرداري هستهاي است». اما روزنامه ايران ارگان دولت، در صفحه اول خود هيچ اشارهاي به اظهارات متكي و لاريجاني نداشته و خبر مربوط به وزير خارجه را در صفحه سوم خود كار كرده است. ايران همچنين خبر مربوط به لاريجاني را در صفحه دو خود كار كرده و البته آن بخش از سخنان لاريجاني كه در ساير رسانهها بازتاب گستردهاي يافته و از كلاهبرداري هستهاي سخن گفته، در خبر روزنامه ايران نيامده است. علاوه بر اين، سخنان فرمانده نيروي انتظامي در حاشيه سفر به بوشهر هم مورد توجه قرار گرفته است. اين بخش از سخنان احمديمقدم كه تاكيد كرده وي و سردار رادان در ماجراي كهريزك هيچ نقشي نداشتهاند، برجسته شده است. روزنامه اعتماد تيتر يك خود را به همين موضوع اختصاص داده است. اعتماد همچنين گفتوگوي اختصاصياي دارد با برژينسكي درباره روابط ايران و آمريكا. روزنامه كيهان هم تيتر يك خود را به افتتاح خط توليد موشك اختصاص داده و نوشته «توليد انبوه موشكهاي ضد مركاوا و آپاچي». جمهوري اسلامي هم «افتتاح 1230 طرح آموزشي، بزرگترين سيلوي گندم و خط توليد موشك» را درصدر اخبار خود قرار داده است. روزنامه مردمسالاري هم عكس موشكهاي جديد را در صفحه اول خود چاپ كرده است. روزنامه جامجم اما از ذخيرهسازي بيسابقه در وزارت بازرگاني با هدف مقابله با اثرات احتمالي هدفمند كردن يارانهها خبر داده و به نقل از نامه مطهري به ميرحسين موسوي هم نوشته «راهي كه در پيش گرفتهايد بينتيجه و مضر است». همشهري هم تصوير سر در جديد دانشگاه تربيت مدرس را در صفحه اول خود چاپ كرده و به نقل از قاليباف از برنامههاي شهردار تهران براي تجهيز و توسعه دانشگاههاي پايتخت خبر داده است.
عاديسازي روابط امروز مشكلتر است
زبيگنيو برژينسکي، مشاور امنيت ملي زمان جيمي کارتر که يکي از اصليترين منتقدان سياست خارجي جورج بوش محسوب ميشد، معتقد است مردم آمريکا هرگز به مردم ايران به چشم دشمن نگاه نميکنند. اين سياستمدار لهستاني- آمريکايي در گفتوگوي اختصاصي با روزنامه «اعتماد» همکاري با ايران را براي حل مشکلات افغانستان و عراق مفيد ميداند و معتقد است کمک به ايجاد ثبات منطقه براي آينده سياسي ايران عواقب سودمندي دارد. برژينسکي همچنين در اين گفتوگو ايران را در آينده کشوري پويا، صاحبنفوذ و قدرتمند ترسيم کرده است.
او گفته است: بسيار مايه تاسف است که ايالاتمتحده نسبت به نشانههاي گاهبهگاه دوران رياستجمهوري آقاي خاتمي و سياست مورد علاقه رئيسجمهور ايران به بازشدن باب گفتوگو با آمريکا روي خوش نشان نداد و به عبارتي مسئوليتي در اينباره نپذيرفت. چنانچه اگر گفتوگو آغاز ميشد، طبعا ما را در موقعيت بهتري قرار ميداد. بديهي است عاديسازي روابط با توجه به جو سياسي ايران امروز مشکلتر است. با اين حال يک نشاني دقيق از اينکه ظرف چه مدتي بحران موجود حلوفصل خواهد شد، وجود ندارد يا من نميدانم و قطعا هنوز در منافع هر دو کشور و همچنين منطقه، در جهت بهبود روابط تلاشهايي صورت ميگيرد. تنشها و اختلافهاي داخلي ممکن است جزو موانع راه باشد اما هر دو کشور بايد با دقت مراحل طراحي شده بهمنظور کاهش تنشها و ايجاد يک چشمانداز مشترک در مورد مزاياي بالقوه از بهبود تدريجي در روابط را مورد بررسي قرار بدهند. آمريکا قدرت بزرگ جهان است و به احتمال زياد در همين سطح باقي خواهد ماند. البته اين احتمال هم وجود دارد که ترکيه و ايران به دلايل پويايي و استقامت و بلندهمتي هر دو کشور بهطور فزاينده در خاورميانه به قدرتي غيرقابل انکار تبديل شوند.
صدا و سيما، جشن وحدت يا جشنواره تفرقه
عصر ايران در گزارشي نوشته است: برنامههاي مناسبتي صداوسيما (به ويژه سيما) اين روزها كاملا رنگ جناحي و يكسويه به خود گرفته و هر بيننده منصف و بيطرفي ميتواند اين موضوع را احساس كند. مصادره به مطلوب وقايع و اتفاقات تاريخي، سانسور بخشي از واقعيات انقلاب، تلاش براي مشابهسازيهاي تاريخي نخنما، پخشگزينشي و كاملا جهتدار فرمايشات معمار كبير انقلاب اسلامي و ... از ويژگيهاي برنامههاي مناسبتي دهه فجر امسال است. از سوي ديگر در برنامههاي امسال علاوه بر ويژگيهاي فوق كه تقريبا همهساله ديده ميشود، دو ويژگي ديگر نيز ديده ميشود: نخست آنكه امسال در برنامههاي اصلي، خبر چنداني از وقايع انقلاب و دوران پيروزي انقلاب اسلامي و رويدادهاي بهمنماه سال 1357 نيست و در عوض رويدادها و حوادث سالهاي اول بعد از انقلاب و رويدادهاي سالهاي دهه 1360 مورد توجه قرار گرفته و تو گويي كه مناسبت اين روزها نه رويداد انقلاب 57 كه حوادث دهه 60 است. ويژگي دوم (متاثر از ويژگي اول) اين است كه تلاش ميشود با بازخواني خاص از حوادث سالهاي اوليه انقلاب نوعي مشابهت بين وضعيت فعلي با شرايط آن روزها به ذهن بيننده القا شود. در مجموع برنامههاي امسال دهه فجر سيما، بهگونهاي است كه مخاطب آن، به جاي معطوف شدن به سمت وحدت ملي و همگرايي عمومي، به مسير كينهتوزيهاي جناحي رهنمون ميشود و از اين جهت بايد به مديران صداوسيما دست مريزاد گفت.
اعتراف بنيصدر به مديريت رهبر معظم انقلاب
سايت فردا با اشاره به مصاحبه ابوالحسن بنيصدر با يك نشريه انگليسي نوشته است؛ توانايي رهبر انقلاب در مديريت بحرانهاي مختلف در طول 20سال اخير موجب شده بنيصدر هم با وجود مواضع خصمانه عليه نظام اسلامي و بنيانگذار كبير آن، به اين امر اعتراف كند. بنيصدر، اولين رئيسجمهور ايران كه به حكم مجلس از مقام خود عزل شد، در گفتوگو با آبزرور گفت: اگر ايشان [امام خميني(ره)] زنده بودند، صدها بار به آقاي خامنهاي احسنت ميگفتند. دليل اين تحسين اين است كه آقاي خامنهاي به خوبي توانسته نظامي كه آقاي خميني ايجاد كرد را حفظ كند. اعتراف بنيصدر در حالي صورت گرفته است كه بحرانهاي متعدد 20ساله اخير با محوريت كشورهاي متخاصم غربي بارها با درايت و بصيرت ايشان حل و بقاي نظام را موجب شده است.